sabas

[ایالات متحده]/ˈseɪbəs/
[بریتانیا]/ˈseɪbəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک پادشاهی باستانی در جنوب عربستان، اکنون یمن؛ جزیره سابا، جزیره‌ای در بخش شمالی جزایر وینوار؛ پادشاهی باستانی سبا که به خاطر تجارت طلا، ادویه و جواهرات معروف است

عبارات و ترکیب‌ها

sabas time

زمان سَبا

sabas style

سبک سَبا

sabas group

گروه سَبا

sabas team

تیم سَبا

sabas project

پروژه سَبا

sabas event

رویداد سَبا

sabas meeting

جلسه سَبا

sabas initiative

ابتکار سَبا

sabas network

شبکه سَبا

sabas solution

راه حل سَبا

جملات نمونه

he sabas the importance of teamwork in his project.

او بر اهمیت کار گروهی در پروژه خود تاکید کرد.

she sabas how to manage her time effectively.

او نحوه مدیریت موثر زمان خود را توضیح داد.

they sabas the need for a balanced diet.

آنها بر لزوم داشتن یک رژیم غذایی متعادل تاکید کردند.

we sabas the challenges we might face ahead.

ما چالش‌هایی را که ممکن است پیش رو داشته باشیم، مورد تاکید قرار دادیم.

he sabas the rules of the game very well.

او قوانین بازی را به خوبی توضیح داد.

she sabas the significance of education in her life.

او اهمیت آموزش را در زندگی خود توضیح داد.

they sabas the cultural differences when traveling.

آنها تفاوت‌های فرهنگی هنگام سفر را مورد تاکید قرار دادند.

we sabas the impact of climate change on our planet.

ما تأثیر تغییرات آب و هوایی بر سیاره ما را مورد تاکید قرار دادیم.

he sabas the benefits of regular exercise.

او فواید ورزش منظم را توضیح داد.

she sabas the importance of communication in relationships.

او اهمیت ارتباطات در روابط را توضیح داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید