saddleback

[ایالات متحده]/ˈsædlbæk/
[بریتانیا]/ˈsædlbæk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک قله یا نوک با شکل یال مانند؛ یک سقف با شکل یال؛ نوعی پرنده با رنگ آمیزی متمایز شبیه یال
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

saddleback whale

نهنگ زین پشتی

saddleback pig

خوک زین پشتی

saddleback butterfly

پروانه زین پشتی

saddleback toad

قورباغه زین پشتی

saddleback parrot

پرندگان زین پشتی

saddleback fungus

قارچ زین پشتی

saddleback lizard

لاک‌پشت زین پشتی

saddleback sheep

گوسفند زین پشتی

saddleback turtle

لاک‌پشت زین پشتی

saddleback hornet

زنبور وحشی زین پشتی

جملات نمونه

the saddleback pig is known for its distinctive appearance.

گراز سوّمبل‌دار به دلیل ظاهر متمایز خود شناخته شده است.

many farmers prefer saddleback breeds for their hardiness.

بسیاری از کشاورزان به دلیل مقاومت آنها نژادهای سوّمبل‌دار را ترجیح می‌دهند.

the saddleback is a popular choice among livestock enthusiasts.

سوّمبل‌دار یک انتخاب محبوب در بین علاقه مندان به دام است.

we visited a farm that specializes in saddleback sheep.

ما از مزرعه‌ای بازدید کردیم که در پرورش گوسفندان سوّمبل‌دار تخصص دارد.

saddleback turtles have a unique shell shape.

لاک‌پشت‌های سوّمبل‌دار دارای شکل منحصر به فردی از لاک هستند.

the saddleback caterpillar is known for its bright colors.

کرم شبکنده سوّمبل‌دار به دلیل رنگ‌های روشن خود شناخته شده است.

in the wild, saddleback birds are often seen in pairs.

در طبیعت، پرندگان سوّمبل‌دار اغلب به صورت جفت دیده می‌شوند.

she has a saddleback horse that she rides every weekend.

او یک اسب سوّمبل‌دار دارد که هر آخر هفته سوارش می‌شود.

the saddleback design is often used in furniture.

طرح سوّمبل‌دار اغلب در مبلمان استفاده می‌شود.

he loves to draw saddleback animals in his sketchbook.

او عاشق کشیدن حیوانات سوّمبل‌دار در دفترچه طراحی خود است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید