saddlecloth

[ایالات متحده]/ˈsædəlklɒθ/
[بریتانیا]/ˈsædəlklɔːθ/

ترجمه

n. پارچه‌ای که زیر زین قرار می‌گیرد؛ پوششی برای پشت اسب
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

saddlecloth color

رنگ‌زده

saddlecloth style

سبک زین‌دوز

saddlecloth size

اندازه زین‌دوز

saddlecloth design

طراحی زین‌دوز

saddlecloth material

جنس زین‌دوز

saddlecloth pattern

الگوی زین‌دوز

saddlecloth fitting

اندازه گیری زین‌دوز

saddlecloth care

مراقبت از زین‌دوز

saddlecloth maintenance

نگهداری از زین‌دوز

saddlecloth accessories

لوازم جانبی زین‌دوز

جملات نمونه

the horse wore a bright saddlecloth during the race.

اسب در طول مسابقه یک زانوبند روشن داشت.

she chose a saddlecloth that matched her riding outfit.

او زانوبندی را انتخاب کرد که با لباس سواری‌اش مطابقت داشت.

the saddlecloth was embroidered with the team's logo.

زانوبند با لوگوی تیم گلدوزی شده بود.

before the competition, the rider adjusted the saddlecloth carefully.

قبل از مسابقه، سوارکار با دقت زانوبند را تنظیم کرد.

the saddlecloth needs to be cleaned after every ride.

زانوبند باید بعد از هر سواری تمیز شود.

he bought a new saddlecloth to improve his horse's appearance.

او یک زانوبند جدید خرید تا ظاهر اسبش را بهبود بخشد.

the saddlecloth helped to keep the horse comfortable during the journey.

زانوبند به حفظ راحتی اسب در طول سفر کمک کرد.

different colors of saddlecloth can indicate the horse's training level.

رنگ‌های مختلف زانوبند می‌تواند نشان‌دهنده سطح آموزش اسب باشد.

she selected a lightweight saddlecloth for the summer ride.

او یک زانوبند سبک برای سواری تابستانی انتخاب کرد.

the saddlecloth slipped during the ride, so adjustments were needed.

زانوبند در حین سواری لیز خورد، بنابراین نیاز به تنظیمات بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید