safekeeping

[ایالات متحده]/ˈseɪfˌkiːpɪŋ/
[بریتانیا]/ˈseɪfˌkipɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل محافظت یا نگهداری از چیزی؛ محافظت از اقلام با ارزش

عبارات و ترکیب‌ها

safe for safekeeping

ایمن برای محافظت

safekeeping of assets

حفاظت از دارایی‌ها

items in safekeeping

اقلام تحت حفاظت

safekeeping agreement

قرارداد حفظ

safekeeping services

خدمات حفظ

safekeeping arrangements

چیدمان حفظ

safekeeping facility

امکانات حفظ

documents for safekeeping

مدارک برای حفظ

safekeeping measures

اقدامات حفظ

safekeeping policy

سیاست حفظ

جملات نمونه

the museum is responsible for the safekeeping of ancient artifacts.

موزه مسئول حفظ و نگهداری از آثار باستانی است.

please ensure the safekeeping of your personal belongings.

لطفاً از حفظ و نگهداری از وسایل شخصی خود اطمینان حاصل کنید.

the bank offers services for the safekeeping of valuable items.

بانک خدماتی برای حفظ و نگهداری از اقلام با ارزش ارائه می دهد.

he entrusted his documents to a company for safekeeping.

او اسناد خود را به دلیل حفظ و نگهداری به یک شرکت سپرد.

they built a secure facility for the safekeeping of sensitive data.

آنها یک مرکز امن برای حفظ و نگهداری از داده های حساس ساختند.

for safekeeping, store your jewelry in a locked box.

برای حفظ و نگهداری، جواهرات خود را در یک جعبه قفل شده نگهداری کنید.

the organization has strict policies for the safekeeping of funds.

سازمان سیاست های سختگیرانه ای برای حفظ و نگهداری از بودجه دارد.

we need to discuss the safekeeping of the project materials.

ما باید در مورد حفظ و نگهداری از مواد پروژه صحبت کنیم.

she took measures for the safekeeping of her family heirlooms.

او برای حفظ و نگهداری از ارثیه خانوادگی خود اقداماتی انجام داد.

the library provides safekeeping for rare books.

کتابخانه امکانات حفظ و نگهداری کتاب های کمیاب را فراهم می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید