sailoring

[ایالات متحده]/ˈseɪlərɪŋ/
[بریتانیا]/ˈseɪlərɪŋ/

ترجمه

n. فعالیت یا سبک زندگی ملوان بودن

عبارات و ترکیب‌ها

sailoring skills

مهارت‌های قایقرانی

sailoring techniques

تکنیک‌های قایقرانی

sailoring life

زندگی قایقرانی

sailoring adventures

ماجراهای قایقرانی

sailoring community

جامعه قایقرانی

sailoring equipment

تجهیزات قایقرانی

sailoring journey

سفر قایقرانی

sailoring experience

تجربه قایقرانی

sailoring safety

ایمنی قایقرانی

sailoring traditions

رسوم قایقرانی

جملات نمونه

he enjoys sailoring on weekends.

او از قایق‌سواری آخر هفته لذت می‌برد.

sailoring requires a lot of practice.

قایق‌سواری نیاز به تمرین زیادی دارد.

she took a course in sailoring last summer.

او تابستان گذشته در یک دوره قایق‌سواری شرکت کرد.

sailoring can be very relaxing.

قایق‌سواری می‌تواند بسیار آرامش‌بخش باشد.

they spent the day sailoring around the bay.

آنها روز را در حال قایق‌سواری در اطراف خلیج گذراندند.

he dreams of sailoring across the ocean.

او رویای قایق‌سواری در سراسر اقیانوس را دارد.

safety is important when sailoring.

ایمنی هنگام قایق‌سواری مهم است.

she has a passion for sailoring and adventure.

او علاقه زیادی به قایق‌سواری و ماجراجویی دارد.

they organized a sailoring trip for the summer.

آنها یک سفر قایق‌سواری برای تابستان سازماندهی کردند.

learning the basics of sailoring is essential.

یادگیری اصول اولیه قایق‌سواری ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید