saker

[ایالات متحده]/ˈseɪ.kər/
[بریتانیا]/ˈseɪ.kɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی باز، به‌ویژه باز ساکر اوراسیا
Word Forms
جمعsakers

عبارات و ترکیب‌ها

saker falcon

گرز صحرایی

common saker

گرز معمولی

saker population

جمعیت گرز

saker habitat

زیستگاه گرز

saker conservation

حفظ گرز

saker nest

لانه گرز

saker breeding

تکثیر گرز

saker migration

مهاجرت گرز

saker prey

طعمه گرز

saker behavior

رفتار گرز

جملات نمونه

he is a skilled saker falconer.

او یک شکارچی شاهین سکری ماهر است.

the saker falcon is known for its speed.

شاهین سکری به سرعتش معروف است.

they released the saker into the wild.

آنها شاهین سکری را در طبیعت رها کردند.

she admired the beauty of the saker.

او به زیبایی شاهین سکری علاقه داشت.

the saker is a powerful bird of prey.

شاهین سکری یک پرنده شکاری قدرتمند است.

he trained his saker for hunting.

او شاهین سکری خود را برای شکار آموزش داد.

they observed the saker's flight patterns.

آنها الگوهای پرواز شاهین سکری را مشاهده کردند.

the saker falcon is native to parts of asia.

شاهین سکری بومی بخش‌هایی از آسیا است.

using a saker for hunting requires skill.

استفاده از شاهین سکری برای شکار نیاز به مهارت دارد.

many falconers prefer the saker for its agility.

بسیاری از شکارچیان شاهین سکری را به دلیل چابکی‌اش ترجیح می‌دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید