saladin

[ایالات متحده]/ˈsælədɪn/
[بریتانیا]/ˈsælədɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بنیان‌گذار دودمان ایوبی در مصر
Word Forms
جمعsaladins

عبارات و ترکیب‌ها

saladin's legacy

میراث صلاح‌الدین

saladin's conquests

فتح‌های صلاح‌الدین

saladin's army

ارتش صلاح‌الدین

saladin's victories

پیروزی‌های صلاح‌الدین

saladin's tactics

تاکتیک‌های صلاح‌الدین

saladin's diplomacy

دیپلماسی صلاح‌الدین

saladin's reign

حکمرانی صلاح‌الدین

saladin's era

عصر صلاح‌الدین

saladin's influence

نفوذ صلاح‌الدین

saladin's honor

افتخار صلاح‌الدین

جملات نمونه

saladin was a prominent figure in the crusades.

سلاالدین شخصیتی برجسته در جنگ‌های صلیبی بود.

many stories are told about saladin's bravery.

داستان‌های زیادی در مورد شجاعت صلاح‌الدین نقل می‌شود.

saladin was known for his chivalry and honor.

صلاح‌الدین به خاطر شوالیه پرستی و شرافتش شناخته می‌شد.

historians often study saladin's strategies.

تاریخ‌نگاران اغلب استراتژی‌های صلاح‌الدین را مطالعه می‌کنند.

saladin's legacy continues to inspire many.

میراث صلاح‌الدین همچنان الهام‌بخش بسیاری است.

in literature, saladin is often portrayed as a noble leader.

در ادبیات، صلاح‌الدین اغلب به عنوان یک رهبر شریف به تصویر کشیده می‌شود.

saladin's reign was marked by significant achievements.

حکمرانی صلاح‌الدین با دستاوردهای قابل توجه مشخص شد.

saladin's diplomacy played a crucial role in his success.

دیپلماسی صلاح‌الدین نقش مهمی در موفقیت او ایفا کرد.

many admire saladin for his leadership qualities.

بسیاری از مردم صلاح‌الدین را به خاطر ویژگی‌های رهبری‌اش تحسین می‌کنند.

saladin's approach to warfare was innovative for his time.

رویکرد صلاح‌الدین به جنگ در زمان خودش نوآورانه بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید