ham sandwich
ساندویچ هم
ham and cheese
هم و پنیر
honey glazed ham
هم عسل گلیز
ham steak
استیک هم
ham salad
سالاد هم
preserved ham
هم حفظ شده
ham radio
رادیو هم
ham and egg
هم و تخم مرغ
She made a ham and cheese sandwich for lunch.
او یک ساندویچ گوشت دودی و پنیر برای ناهار درست کرد.
He prefers ham over turkey for Thanksgiving dinner.
او ترجیح می دهد برای شام روز تشکر، گوشت دودی به جای گوشوی ترکی بخورد.
The ham in this restaurant is delicious.
گوشت دودی در این رستوران خوشمزه است.
I bought a ham for the family gathering.
من برای دورهمی خانوادگی یک گوشت دودی خریدم.
Do you want ham or bacon for breakfast?
آیا می خواهید گوشت دودی یا بیکن برای صبحانه؟
She wrapped the ham in foil before baking it.
او قبل از پختن آن، گوشت دودی را در فویل پیچید.
The sandwich shop offers a variety of ham options.
فروشگاه ساندویچ گزینه های متنوعی از گوشت دودی ارائه می دهد.
He ordered a ham and pineapple pizza for delivery.
او یک پیتزای گوشت دودی و آناناس برای تحویل سفارش داد.
The chef glazed the ham with honey and spices.
سرآشپز گوشت دودی را با عسل و ادویه ها مزهدار کرد.
They served a platter of cold cuts including ham.
آنها یک بشقاب غذاهای سرد از جمله گوشت دودی سرو کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید