salifying

[ایالات متحده]/səˈlɪf.aɪ.ɪŋ/
[بریتانیا]/səˈlɪf.aɪ.ɪŋ/

ترجمه

v. فرآیند تشکیل یک نمک

عبارات و ترکیب‌ها

salifying agent

عامل سالیفایینگ

salifying process

فرآیند سالیفایینگ

salifying reaction

واکنش سالیفایینگ

salifying compound

مرکب سالیفایینگ

salifying solution

محلول سالیفایینگ

salifying method

روش سالیفایینگ

salifying effect

اثر سالیفایینگ

salifying stage

مرحله سالیفایینگ

salifying mixture

مخلوط سالیفایینگ

جملات نمونه

salifying the mixture improves its texture.

ترکیب‌دهی مخلوط باعث بهبود بافت آن می‌شود.

the process of salifying helps preserve the food.

فرآیند نمک‌زدایی به حفظ غذا کمک می‌کند.

salifying the solution enhances its flavor.

نمک‌زدایی محلول باعث افزایش طعم آن می‌شود.

they are salifying the water to create a brine.

آنها در حال نمک‌زدایی آب برای تهیه آب نمک هستند.

salifying the ingredients is crucial for this recipe.

نمک‌زدایی مواد برای این دستور غذا ضروری است.

he is salifying the meat to prepare it for smoking.

او در حال نمک‌زدایی گوشت برای آماده‌سازی آن برای دود کردن است.

salifying can alter the chemical properties of the substance.

نمک‌زدایی می‌تواند خواص شیمیایی ماده را تغییر دهد.

they are experimenting with salifying different types of fish.

آنها در حال آزمایش نمک‌زدایی انواع مختلف ماهی هستند.

salifying the soil can improve plant growth.

نمک‌زدایی خاک می‌تواند باعث بهبود رشد گیاهان شود.

salifying the mixture is a step in the fermentation process.

نمک‌زدایی مخلوط یک مرحله در فرآیند تخمیر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید