salivas

[ایالات متحده]/sə'laɪvə/
[بریتانیا]/sə'laɪvə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بزاق؛ مایعی شفاف که توسط غدد بزاقی ترشح می‌شود و حاوی آنزیم‌ها و نمک‌ها است.

جملات نمونه

a shine of saliva on his chin.

درخششی از بزاق روی چانه‌اش.

Saliva dribbled from the baby’s mouth.

唾液 از دهان نوزاد به آرامی چکه کرد.

He wiped a dribble of saliva from his chin.

او یک قطره بزاق را از چانه‌اش پاک کرد.

the swift glues these thin twigs to a wall using its own saliva as a fixative.

به سرعت این شاخه‌های نازک را با استفاده از بزاق خود به عنوان تثبیت‌کننده به دیوار می‌چسباند.

For the chlamydia and gonorrhoea tests, your beau needs to collect a urine sample and the HIV test requires a saliva sample.

برای آزمایش‌های کlamydia و گونوره، معشوق شما باید یک نمونه ادرار جمع‌آوری کند و آزمایش HIV به یک نمونه بزاق نیاز دارد.

She wiped the saliva off her chin with a napkin.

او بزاق را از چانه‌اش با یک دستمال پاک کرد.

The dentist asked the patient to rinse their mouth to remove excess saliva.

دندانپزشک از بیمار خواست تا دهان خود را بشوید تا بزاق اضافی را از بین ببرد.

The thought of food made his mouth water with saliva.

فکر کردن به غذا باعث شد دهانش از بزاق تر شود.

He spat out a mouthful of saliva onto the ground.

او یک لقمه بزاق را روی زمین انداخت.

The baby drooled saliva while teething.

نوزاد در حین دندان‌درآوردن بزاق زیادی ترشح می‌کرد.

The saliva test confirmed the presence of drugs in his system.

تست بزاق وجود مواد مخدر در سیستم او را تایید کرد.

The sight of blood made her nauseous, causing excess saliva in her mouth.

صحنه دیدن خون باعث تهوع او شد و باعث افزایش بزاق در دهانش شد.

She accidentally spat saliva on her friend while laughing.

او در حین خنده ناخواسته بزاق را به روی دوستش انداخت.

The doctor advised the patient to avoid sharing utensils to prevent the spread of saliva-borne infections.

پزشک به بیمار توصیه کرد تا از به اشتراک گذاشتن وسایل غذاخوری برای جلوگیری از انتشار عفونت‌های منتقل شونده از طریق بزاق خودداری کند.

The dog's saliva left a wet spot on the floor after drinking water.

بزاق سگ بعد از نوشیدن آب، یک لکه مرطوب روی زمین ایجاد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید