sallies

[ایالات متحده]/ˈsæliːz/
[بریتانیا]/ˈsæliz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حملات نظامی یا حملات ناگهانی؛ انفجارهای عاطفی یا نبوغ؛ سفرها یا گردش‌ها
v. حمله ناگهانی کردن یا به راه افتادن

عبارات و ترکیب‌ها

brave sallies

حمله‌های شجاعانه

frequent sallies

حمله‌های مکرر

bold sallies

حمله‌های جسورانه

strategic sallies

حمله‌های استراتژیک

quick sallies

حمله‌های سریع

unexpected sallies

حمله‌های غیرمنتظره

coordinated sallies

حمله‌های هماهنگ

timed sallies

حمله‌های زمان‌بندی‌شده

surprise sallies

حمله‌های غافلگیرکننده

defensive sallies

حمله‌های دفاعی

جملات نمونه

he made several sallies into the market to gather supplies.

او حملات متعددی به بازار انجام داد تا آذوقه جمع کند.

the knight's sallies were both brave and strategic.

حملات شوالیه هم دلیرانه و هم استراتژیک بودند.

she often took sallies into the woods for inspiration.

او اغلب برای الهام، به جنگل‌ها حمله می‌کرد.

his sallies of wit always entertained the crowd.

طنزهای او همیشه جمعیت را سرگرم می‌کرد.

they planned a series of sallies against their opponents.

آنها یک سری حملات علیه حریفان خود برنامه‌ریزی کردند.

after a few sallies, they finally found a solution.

پس از چند حمله، آنها بالاخره یک راه حل پیدا کردند.

his sallies into philosophy often sparked deep discussions.

حملات او به فلسفه اغلب باعث بحث‌های عمیق می‌شد.

she enjoyed making sallies into new territories of research.

او از ورود به مناطق جدید تحقیقاتی لذت می‌برد.

the group made several sallies to promote their cause.

گروه چندین حمله برای ترویج هدف خود انجام داد.

his playful sallies lightened the mood during the meeting.

طنزهای بازیگوشانه او حال و هوا را در طول جلسه بهتر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید