assaults

[ایالات متحده]/əˈsɔːlts/
[بریتانیا]/əˈsɔːlts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حملات، به ویژه حملات خشونت‌آمیز
v. به شدت حمله کردن

عبارات و ترکیب‌ها

verbal assaults

تهاجمات لسانی

repeated assaults

تهاجمات مکرر

launch assaults on

آغاز تهاجم بر

sustained assaults

تهاجمات مداوم

cyber assaults

تهاجمات سایبری

جملات نمونه

the sudden assaults on the city caught everyone off guard.

حملات ناگهانی به شهر باعث شد همه غافلگیر شوند.

he faced several legal charges due to the assaults.

به دلیل حملات، او با چندین اتهام قانونی روبرو شد.

the news reported a series of assaults in the neighborhood.

اخبار گزارش داد که سری از حملات در محله رخ داده است.

she is recovering from the physical and emotional assaults.

او در حال بهبودی از حملات جسمی و روحی است.

witnesses described the assaults as brutal and unprovoked.

شهود حملات را وحشیانه و بی‌دلیل توصیف کردند.

the police are investigating the assaults reported last night.

پلیس تحقیقات مربوط به حملاتی که شب گذشته گزارش شده بود را انجام می دهد.

assaults on public figures can lead to serious consequences.

حملات به چهره های عمومی می تواند منجر به عواقب جدی شود.

they organized a community meeting to address the recent assaults.

آنها یک جلسه همسایگی برای رسیدگی به حملات اخیر برگزار کردند.

survivors of assaults often require psychological support.

بازماندگان حملات اغلب به حمایت های روانشناختی نیاز دارند.

he was charged with multiple counts of assaults.

او به اتهام چندین مورد از حملات بازداشت شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید