salmis dish
غذای سالمیز
salmis sauce
سس سالمیز
salmis recipe
دستورالعمل سالمیز
salmis preparation
آمادهسازی سالمیز
salmis meat
گوشت سالمیز
salmis flavor
طعم سالمیز
salmis stock
فوند سالمیز
salmis presentation
ارائه سالمیز
salmis garnish
تزئینات سالمیز
salmis cuisine
آشپزی سالمیز
the chef prepared a delicious salmis dish for the guests.
سرآشپز یک غذای سالمی خوشمزه برای مهمانان آماده کرد.
we enjoyed a classic salmis with rich flavors.
ما از یک سالمی کلاسیک با طعم های غنی لذت بردیم.
she learned how to make salmis from her grandmother.
او یاد گرفت که چگونه سالمی را از مادربزرگش درست کند.
the restaurant specializes in french salmis recipes.
رستوران در تهیه دستور العمل های سالمی فرانسوی تخصص دارد.
he paired the salmis with a nice red wine.
او سالمی را با یک بطری شراب قرمز خوب همراه کرد.
we had salmis as the main course at the dinner.
ما سالمی را به عنوان غذای اصلی در شام داشتیم.
learning to cook salmis takes practice and patience.
یادگیری پخت سالمی نیاز به تمرین و صبر دارد.
the salmis recipe includes various spices and ingredients.
دستور العمل سالمی شامل ادویه ها و مواد مختلف است.
she served the salmis with a side of vegetables.
او سالمی را با یک طرف سبزیجات سرو کرد.
they reminisced about the salmis they had during their travels.
آنها در مورد سالمی هایی که در طول سفرشان داشتند، یادآوری کردند.
salmis dish
غذای سالمیز
salmis sauce
سس سالمیز
salmis recipe
دستورالعمل سالمیز
salmis preparation
آمادهسازی سالمیز
salmis meat
گوشت سالمیز
salmis flavor
طعم سالمیز
salmis stock
فوند سالمیز
salmis presentation
ارائه سالمیز
salmis garnish
تزئینات سالمیز
salmis cuisine
آشپزی سالمیز
the chef prepared a delicious salmis dish for the guests.
سرآشپز یک غذای سالمی خوشمزه برای مهمانان آماده کرد.
we enjoyed a classic salmis with rich flavors.
ما از یک سالمی کلاسیک با طعم های غنی لذت بردیم.
she learned how to make salmis from her grandmother.
او یاد گرفت که چگونه سالمی را از مادربزرگش درست کند.
the restaurant specializes in french salmis recipes.
رستوران در تهیه دستور العمل های سالمی فرانسوی تخصص دارد.
he paired the salmis with a nice red wine.
او سالمی را با یک بطری شراب قرمز خوب همراه کرد.
we had salmis as the main course at the dinner.
ما سالمی را به عنوان غذای اصلی در شام داشتیم.
learning to cook salmis takes practice and patience.
یادگیری پخت سالمی نیاز به تمرین و صبر دارد.
the salmis recipe includes various spices and ingredients.
دستور العمل سالمی شامل ادویه ها و مواد مختلف است.
she served the salmis with a side of vegetables.
او سالمی را با یک طرف سبزیجات سرو کرد.
they reminisced about the salmis they had during their travels.
آنها در مورد سالمی هایی که در طول سفرشان داشتند، یادآوری کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید