salmoes

[ایالات متحده]/ˈsælməʊz/
[بریتانیا]/ˈsælmoʊz/

ترجمه

n. جمع Salmo

جملات نمونه

smoked salmon is a popular delicacy served at brunch.

سالمون سیگاری یک دسر محبوب است که در ناهار سرو می‌شود.

the chef prepared a delicious salmon fillet with herbs.

شکیف با یک گوشت سالمون لذیذ و عصاره گیاهی آماده کرد.

salmon steaks are often grilled and served with vegetables.

گوشت سالمون معمولاً روی چوب گریل می‌شود و با سبزیجات سرو می‌شود.

salmon roe is considered a gourmet ingredient in japanese cuisine.

روی سالمون در میان غذاهای ژاپنی به عنوان یک ماده گourmet شناخته می‌شود.

atlantic salmon is farmed in many countries around the world.

سالمون اطلسی در بسیاری از کشورها در سراسر جهان پرورش داده می‌شود.

wild salmon swim upstream during the spawning season.

سالمون‌های وحشی در فصل تولید مثل به سمت بالادست جریان می‌زنند.

overfishing has depleted salmon stocks in several regions.

در چند منطقه، افراط در صید باعث کاهش ذخایر سالمون شده است.

salmon migration patterns have changed due to climate change.

الگوهای مهاجرت سالمون به دلیل تغییرات اقلیمی تغییر کرده است.

canned salmon is an affordable source of protein.

سالمون کنسروی یک منبع ارزان قیمت پروتئین است.

the restaurant is known for its signature salmon pâté.

این رستوران به دلیل سالمون پاته‌ای خاص خود معروف است.

salmon mousse makes an elegant appetizer for dinner parties.

موس سالمون یک پ전ه زیبایی برای جلسات عصرانه است.

researchers are studying salmon populations to understand their behavior.

پژوهشگران جمعیت سالمون را مطالعه می‌کنند تا رفتار آنها را درک کنند.

the vibrant pink color of salmon flesh indicates its freshness.

رنگ صورتی روشن گوشت سالمون نشان دهنده تازگی آن است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید