salmonelloses

[ایالات متحده]/ˌsæməˌnɛˈloʊsɪs/
[بریتانیا]/ˌsæməˈnoʊloʊsɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی عفونت ناشی از باکتری‌های سالمونلا.

عبارات و ترکیب‌ها

salmonellosis outbreak

شیوع سالمونلوز

prevent salmonellosis

جلوگیری از سالمونلوز

treat salmonellosis

درمان سالمونلوز

salmonellosis symptoms

علائم سالمونلوز

diagnose salmonellosis

تشخیص سالمونلوز

salmonellosis cases

موارد سالمونلوز

salmonellosis infection

عفونت سالمونلوز

salmonellosis risk

خطر سالمونلوز

salmonellosis treatment

درمان سالمونلوز

salmonellosis prevention

پیشگیری از سالمونلوز

جملات نمونه

salmonellosis can be transmitted through contaminated food.

سل‌نمونلا می‌‌تواند از طریق غذاهای آلوده منتقل شود.

symptoms of salmonellosis include diarrhea and fever.

علائم سالمونلا شامل اسهال و تب است.

to prevent salmonellosis, always cook eggs thoroughly.

برای جلوگیری از سالمونلا، همیشه تخم مرغ را به طور کامل بپزید.

children are more vulnerable to salmonellosis than adults.

کودکان بیشتر از بزرگسالان در برابر سالمونلا آسیب پذیر هستند.

salmonellosis outbreaks can occur in restaurants.

شیوع سالمونلا می‌تواند در رستوران‌ها رخ دهد.

it's crucial to wash hands to avoid salmonellosis.

شستن دست‌ها برای جلوگیری از سالمونلا بسیار مهم است.

salmonellosis can lead to severe dehydration if untreated.

اگر درمان نشود، سالمونلا می‌تواند منجر به کم آبی شدید شود.

healthcare providers often test for salmonellosis in patients.

ارائه‌دهندگان مراقبت‌های بهداشتی اغلب بیماران را برای سالمونلا آزمایش می‌کنند.

travelers should be cautious of salmonellosis in certain countries.

سفرکنندگان باید در مورد سالمونلا در برخی کشورها محتاط باشند.

proper food storage can help prevent salmonellosis.

نگهداری مناسب غذا می‌تواند به جلوگیری از سالمونلا کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید