salomon

[ایالات متحده]/ˈsæləmən/
[بریتانیا]/ˈsæləmən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک نام خانوادگی یا نام که از منشأ عبری است.
شکل‌های واژه
جمعsalomons

جملات نمونه

salomon is a famous french sports equipment manufacturing company.

سالمون یک شرکت معروف تولید تجهیزات ورزشی فرانسوی است.

i bought a new pair of salomon trail running shoes yesterday.

من دیروز یک جفت کفش دویدن در مسیر سالمون خریدم.

the salomon hiking boots provide excellent ankle support.

کفش‌های کوه‌نوردی سالمون حمایت عالی مچ پا را فراهم می‌کنند.

many professional athletes prefer salomon skis for competitions.

بسیاری از ورزشکاران حرفه‌ای برای مسابقات از ترک‌های سالمون ترجیح می‌دهند.

he is looking for a durable salomon backpack for his trip.

او در حال جستجوی یک کیف سالمون پایدار برای سفر خود است.

the salomon xt-6 model has become very trendy recently.

مدل سالمون xt-6 اخیراً بسیار محبوب شده است.

salomon bindings are known for their safety and reliability.

سیم‌های سالمون به دلیل ایمنی و قابلیت اطمینان آن‌ها شناخته شده‌اند.

she wore her salomon sandals to the beach.

او کفش‌های چرمی سالمون خود را به ساحل برد.

we need to find the official salomon store in this mall.

ما باید فروشگاه رسمی سالمون در این مال را پیدا کنیم.

the salomon speedcross series is designed for muddy terrain.

سری سپیدکراس سالمون برای زمین‌های لای‌خاکی طراحی شده است.

my salomon winter jacket keeps me very warm.

پالتو زمستانی سالمون من من را بسیار گرم نگه می‌دارد.

the brand salomon was founded in the french alps.

برند سالمون در آلپ‌های فرانسه تأسیس شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید