salsa

[ایالات متحده]/'sælsə/
[بریتانیا]/'sɑlsə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی سس یا چاشنی تند، که معمولاً در آشپزی مکزیکی استفاده می‌شود و می‌تواند به عنوان دیپ یا روی غذا استفاده شود.

عبارات و ترکیب‌ها

salsa dance

رقص سالسا

salsa music

موسیقی سالسا

salsa party

مهمانی سالسا

salsa class

کلاس سالسا

salsa competition

مسابقه سالسا

جملات نمونه

hot salsa and lambada dancing.

رقص سالسا و لامبادا داغ.

I love dancing salsa.

من عاشق رقص سالسا هستم.

Let's go to the salsa club tonight.

بیا امشب به کلاب سالسا برویم.

She makes the best salsa dip.

او بهترین دیپ سالسا را درست می‌کند.

We need some tortilla chips to go with the salsa.

ما به چند تراکمذرت برای همراهی با سالسا نیاز داریم.

Salsa music always makes me want to dance.

موسیقی سالسا همیشه باعث می‌شود بخواهم برقصم.

I learned how to make homemade salsa from my grandmother.

من یاد گرفتم چگونه سالسای خانگی را از مادربزرگم درست کنم.

The salsa competition is fierce this year.

مسابقه سالسا امسال بسیار شدید است.

Do you prefer mild or spicy salsa?

آیا ترجیح می‌دهید سالسای ملایم یا تند؟

I can't resist a good bowl of salsa and chips.

من نمی‌توانم در برابر یک کاسه سالسا و چیپس خوب مقاومت کنم.

The salsa instructor taught us some new moves today.

مربی سالسا امروز چند حرکت جدید به ما یاد داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید