salthouse

[ایالات متحده]/ˈsɔːltˌhaʊs/
[بریتانیا]/ˈsɔltˌhaʊs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ساختمانی که نمک در آن نگه داشته یا تولید می‌شود؛ نام یک مکان یا شخص
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

the old salthouse

خانه نمک قدیمی

near the salthouse

نزدیک خانه نمک

behind salthouse

پشت خانه نمک

salthouse door

در خانه نمک

salthouse wall

دیوار خانه نمک

salthouse roof

تavan خانه نمک

abandoned salthouse

خانه نمک ترکیده

salthouse window

پنجره خانه نمک

salthouse chimney

کوره خانه نمک

salthouse floor

زیربنا خانه نمک

جملات نمونه

the historic salthouse has been converted into a museum

سالتنه تاریخی به یک موزه تبدیل شده است

tourists visit the abandoned salthouse every summer

گردشگران هر زمان تابستان به سالتنه ترکیده می‌روند

the ancient salthouse dates back to the seventeenth century

سالتنه باستانی به قرن هفدهم میلادی مربوط می‌شود

workers at the traditional salthouse use natural evaporation methods

کارگران در سالتنه سنتی از روش‌های تبخیر طبیعی استفاده می‌کنند

the coastal salthouse offers stunning views of the salt marshes

سالتنه ساحلی دید بسیار زیبایی از سرچشمه‌های نمک ارائه می‌دهد

the old salthouse was restored to its original condition

سالتنه قدیمی به حالت اصلی خود بازگردانده شد

the salthouse ruins attract photographers from around the world

بقایای سالتنه جذب عکاسان از سراسر جهان می‌کند

we learned about salt production at the local salthouse

ما در سالتنه محلی درباره تولید نمک یاد گرفتیم

the family has operated this salthouse for generations

این خانواده این سالتنه را به مدت چند نسل به کار می‌برد

the salthouse stands as a reminder of the regions salt trading history

سالتنه به عنوان یادآور تاریخ تجارت نمک منطقه قرار دارد

many salthouses along the coast were built in the eighteenth century

بیشتر سالتنه‌های ساحلی در قرن هجدهم ساخته شدند

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید