salubrity

[ایالات متحده]/səˈluː.brɪ.ti/
[بریتانیا]/səˈluː.brɪ.ti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مفید برای سلامت; ترویج سلامت; بهداشتی

عبارات و ترکیب‌ها

salubrity index

شاخص سلامتی

salubrity benefits

مزایای سلامتی

salubrity measures

اقدامات سلامتی

salubrity standards

استانداردهای سلامتی

salubrity assessment

ارزیابی سلامتی

salubrity factors

عوامل سلامتی

salubrity promotion

ترویج سلامتی

salubrity practices

روش‌های سلامتی

salubrity research

تحقیقات سلامتی

salubrity guidelines

دستورالعمل‌های سلامتی

جملات نمونه

salubrity is essential for maintaining good health.

سلامتی برای حفظ سلامتی خوب ضروری است.

the salubrity of the environment affects our well-being.

سلامت محیط زیست بر رفاه ما تأثیر می گذارد.

regular exercise contributes to the salubrity of the body.

ورزش منظم به سلامت بدن کمک می کند.

salubrity should be prioritized in urban planning.

باید در برنامه ریزی شهری اولویت سلامتی قائل شد.

eating fresh fruits enhances your salubrity.

خوردن میوه های تازه سلامتی شما را افزایش می دهد.

the salubrity of our diet impacts our overall health.

سلامتی رژیم غذایی ما بر سلامت کلی ما تأثیر می گذارد.

salubrity is a key factor in disease prevention.

سلامتی یک عامل کلیدی در پیشگیری از بیماری است.

communities should promote salubrity through education.

جامعه باید از طریق آموزش سلامتی را ترویج کند.

salubrity can be improved with better lifestyle choices.

می توان با انتخاب های بهتر سبک زندگی سلامتی را بهبود بخشید.

the salubrity of water sources is crucial for public health.

سلامتی منابع آب برای سلامت عمومی حیاتی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید