salves

[ایالات متحده]/sælvz/
[بریتانیا]/sælvz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پمادها یا بالزام‌های دارویی؛ داروها یا عوامل تسکین‌دهنده
v. تسکین دادن یا کاهش دادن (درد یا گناه)؛ به کار بردن پماد یا تسکین دادن

عبارات و ترکیب‌ها

healing salves

خمیرهای ترمیم‌بخش

natural salves

خمیرهای طبیعی

soothing salves

خمیرهای تسکین‌دهنده

herbal salves

خمیرهای گیاهی

skin salves

خمیرهای پوستی

wound salves

خمیرهای ترمیم زخم

moisturizing salves

خمیرهای مرطوب‌کننده

antiseptic salves

خمیرهای ضدعفونی‌کننده

pain salves

خمیرهای ضد درد

balm salves

خمیرهای تسکین دهنده

جملات نمونه

she applied salves to soothe her sunburn.

او برای تسکین آفتاب سوختگی خود، مرهم‌ها را استفاده کرد.

natural salves can help heal minor cuts.

مرهم‌های طبیعی می‌توانند به التیام بریدگی‌های جزئی کمک کنند.

he always carries salves for dry skin.

او همیشه مرهم‌هایی برای پوست خشک همراه دارد.

these salves are made from herbal ingredients.

این مرهم‌ها از مواد گیاهی تهیه شده‌اند.

she prefers homemade salves over commercial products.

او ترجیح می‌دهد از محصولات تجاری به مرهم‌های خانگی استفاده کند.

salves can provide relief from insect bites.

مرهم‌ها می‌توانند از نیش حشرات تسکین دهند.

he recommended salves for treating chapped lips.

او برای درمان لب‌های ترک خورده، استفاده از مرهم‌ها را توصیه کرد.

some salves have anti-inflammatory properties.

برخی از مرهم‌ها دارای خواص ضد التهابی هستند.

she learned to make salves from her grandmother.

او یاد گرفت که مرهم‌ها را از مادربزرگش درست کند.

salves should be stored in a cool, dry place.

مرهم‌ها باید در جای خنک و خشک نگهداری شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید