salvia

[ایالات متحده]/ˈsælviə/
[بریتانیا]/ˈsælviə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک جنس از گیاهان که شامل مریم گلی است؛ مریم گلی، نوعی گیاه دارویی
Word Forms
جمعsalvias

عبارات و ترکیب‌ها

salvia plant

گیاه شنبار

salvia extract

عصاره شنبار

salvia species

گونه‌های شنبار

salvia benefits

فواید شنبار

salvia tea

چای شنبار

salvia oil

روغن شنبار

salvia leaves

برگ‌های شنبار

salvia garden

باغ شنبار

salvia cultivation

کشت شنبار

salvia aroma

عطر شنبار

جملات نمونه

salvia is known for its medicinal properties.

بابونه به خاطر خواص دارویی آن شناخته شده است.

many people use salvia in cooking.

بسیاری از مردم از بابونه در آشپزی استفاده می کنند.

salvia can help enhance your mood.

بابونه می تواند به بهبود خلق و خوی شما کمک کند.

gardeners often grow salvia for its vibrant flowers.

باغبانان اغلب بابونه را به دلیل گل های زنده آن پرورش می دهند.

salvia is a popular choice for herbal teas.

بابونه یک انتخاب محبوب برای چای گیاهی است.

some varieties of salvia attract pollinators.

برخی از انواع بابونه حشرات گرده افشان را جذب می کنند.

salvia can be used in aromatherapy.

می توان از بابونه در آتروماپی استفاده کرد.

salvia leaves can be dried and stored for later use.

برگ های بابونه را می توان خشک کرد و برای استفاده بعدی ذخیره کرد.

in ancient times, salvia was considered a sacred herb.

در زمان های قدیم، بابونه به عنوان گیاه مقدسی در نظر گرفته می شد.

salvia is often used in traditional medicine.

اغلب از بابونه در طب سنتی استفاده می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید