tea

[ایالات متحده]/tiː/
[بریتانیا]/ti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. برگ چای؛ درخت چای؛ تنقلات سرو شده با چای
vt. چای درست کردن
vi. چای نوشیدن؛ با چای تنقلات خوردن

عبارات و ترکیب‌ها

hot tea

چای داغ

iced tea

چای یخی

herbal tea

چای گیاهی

green tea

چای سبز

black tea

چای سیاه

jasmine tea

چای یاسمن

cup of tea

فنجان چای

chinese tea

چای چینی

oolong tea

چای اولونگ

tea tree

درخت چای

drink tea

نوشیدن چای

milk tea

چای شیری

afternoon tea

چای بعد از ظهر

tea set

ست چای

tea and coffee

چای و قهوه

tea table

میز چای

tea party

جشن چای

tea house

چایخانه

make tea

چای درست کردن

strong tea

چای قوی

china tea

چای چینی

tea leaf

برگ چای

جملات نمونه

This is a tea estate.

این یک مزرعه چای است.

The tea is weak.

چای ضعیف است.

the tea was all right.

چای خوب بود.

a cup of tea or coffee.

یک فنجان چای یا قهوه

substitution of tea for coffee

جایگزینی چای به جای قهوه

We tea at three.

ما ساعت سه چای می خوریم.

snack on tea and cake

میان‌وعده چای و کیک

spread tea on the table

چای را روی میز پخش کنید

A cup of tea, please.

لطفا یک فنجان چای.

There is a tea whisk on the table.

یک همزن چای روی میز وجود دارد.

Ye Olde Tea Shoppe.

چایخانه قدیمی.

tea with whips of sugar.

چای با شلاق های شکر.

a mixture of tea and honey;

مخلوطی از چای و عسل;

That cup of tea was just the job.

آن فنجان چای دقیقا همان چیزی بود که لازم داشتیم.

a silver tea service.

یک سرویس چای نقره‌ای

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید