samizdat

[ایالات متحده]/ˈsæmɪzˌdɑːt/
[بریتانیا]/ˈsæmɪzˌdæt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نشریه زیرزمینی؛ اثر خود منتشر شده
Word Forms
جمعsamizdats

عبارات و ترکیب‌ها

samizdat literature

ادبیات سامیздат

samizdat publishing

انتشارات سامیздат

samizdat movement

جنبش سامیздат

samizdat copies

نسخه‌های سامیздат

samizdat authors

نویسندگان سامیздат

samizdat texts

متون سامیздат

samizdat archives

آرشیوهای سامیздат

samizdat culture

فرهنگ سامیздат

samizdat history

تاریخچه سامیздат

samizdat works

آثار سامیздат

جملات نمونه

samizdat was a powerful tool for dissent in the soviet union.

سامیزدات ابزاری قدرتمند برای مخالفت در اتحاد جماهوری شوروی بود.

many writers used samizdat to publish their works secretly.

بسیاری از نویسندگان از سامیزدات برای انتشار آثار خود به طور مخفیانه استفاده کردند.

the samizdat movement inspired countless activists worldwide.

جنبش سامیزدات الهام بخش فعالان بی‌شماری در سراسر جهان بود.

in the 1970s, samizdat became a symbol of resistance.

در دهه 1970، سامیزدات به نمادی از مقاومت تبدیل شد.

reading samizdat literature was considered dangerous.

خواندن ادبیات سامیزدات خطرناک تلقی می شد.

samizdat publications were often typed and duplicated by hand.

انتشارات سامیزدات اغلب با دست تایپ و تکثیر می شدند.

after the fall of the soviet union, samizdat works gained recognition.

پس از فروپاشی اتحاد جماهوری شوروی، آثار سامیزدات مورد توجه قرار گرفتند.

samizdat played a crucial role in the spread of underground ideas.

سامیزدات نقش مهمی در انتشار ایده های زیرزمینی ایفا کرد.

many artists found refuge in samizdat to express their views.

بسیاری از هنرمندان در سامیزدات پناه گرفتند تا نظرات خود را بیان کنند.

samizdat allowed voices of opposition to be heard.

سامیزدات اجازه داد تا صدای مخالفان شنیده شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید