sampan

[ایالات متحده]/ˈsæmpæn/
[بریتانیا]/ˈsæmpæn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قایق کوچکی که در آسیا استفاده می‌شود، معمولاً برای ماهیگیری یا حمل و نقل؛ قایق کوچک و کف صاف
Word Forms
جمعsampans

عبارات و ترکیب‌ها

sampan boat

قایق سامپان

sampan ride

سوار شدن بر قایق سامپان

sampan fishing

ماهیتگیری با قایق سامپان

sampan journey

سفر با قایق سامپان

sampan tour

تور قایق سامپان

sampan trip

سفر با قایق سامپان

sampan culture

فرهنگ سامپان

sampan market

بازار سامپان

sampan adventure

ماجراجویی با قایق سامپان

sampan lifestyle

سبک زندگی سامپان

جملات نمونه

we rented a sampan to explore the river.

ما یک سامپان اجاره کردیم تا رودخانه را کاوش کنیم.

the fisherman paddled his sampan through the fog.

ماهیگیر قایق سامپانی خود را در میان مه حرکت داد.

children love to play in the sampan by the shore.

بچه ها عاشق بازی در سامپان کنار ساحل هستند.

she took a sampan ride at sunset.

او در هنگام غروب آفتاب با سامپان سفر کرد.

the sampan glided smoothly across the water.

سامپان به راحتی روی آب سر خورد.

he learned to navigate a sampan from his grandfather.

او نحوه هدایت سامپان را از پدربزرگش یاد گرفت.

they used a sampan to transport goods to the market.

آنها از سامپان برای حمل کالا به بازار استفاده کردند.

the sampan is a traditional boat in many asian countries.

سامپان یک قایق سنتی در بسیاری از کشورهای آسیایی است.

we enjoyed a peaceful evening on the sampan.

ما یک بعد از ظهر آرام را روی سامپان گذراندیم.

after the storm, the sampan was found washed ashore.

بعد از طوفان، سامپان در ساحل پیدا شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید