sandblasts

[ایالات متحده]/ˈsændblɑːsts/
[بریتانیا]/ˈsændblæsts/

ترجمه

v. برای تمیز کردن یا حکاکی یک سطح با استفاده از جریانی از شن

عبارات و ترکیب‌ها

sandblasts surface

سندبلاست سطح

sandblasts equipment

سندبلاست تجهیزات

sandblasts material

سندبلاست مواد

sandblasts process

سندبلاست فرآیند

sandblasts finish

سندبلاست پرداخت

sandblasts technique

سندبلاست تکنیک

sandblasts paint

سندبلاست رنگ

sandblasts glass

سندبلاست شیشه

sandblasts debris

سندبلاست زباله

sandblasts surface preparation

سندبلاست آماده سازی سطح

جملات نمونه

the company sandblasts the metal surfaces to remove rust.

شرکت سطوح فلزی را برای از بین بردن زنگ زدگی سند بلاست می‌کند.

he sandblasts the glass to create intricate designs.

او شیشه را سند بلاست می‌کند تا طرح‌های پیچیده‌ای ایجاد کند.

they sandblast the concrete to prepare it for painting.

آنها بتن را برای آماده‌سازی برای نقاشی سند بلاست می‌کنند.

the artist sandblasts the stone to achieve a smooth finish.

هنرمند سنگ را سند بلاست می‌کند تا به یک سطح صاف برسد.

before applying the sealant, he sandblasts the surface.

قبل از اعمال پوشش، او سطح را سند بلاست می‌کند.

sandblasting is an effective method for surface cleaning.

سند بلاست یک روش موثر برای تمیز کردن سطح است.

the workshop uses sandblasts to prepare metal parts for assembly.

کارگاه از سند بلاست برای آماده‌سازی قطعات فلزی برای مونتاژ استفاده می‌کند.

he learned how to sandblast during his training.

او در طول آموزش خود یاد گرفت که چگونه سند بلاست کند.

sandblasts can be adjusted for different materials.

می‌توان سند بلاست را برای مواد مختلف تنظیم کرد.

she sandblasts the wood to give it a weathered look.

او چوب را سند بلاست می‌کند تا به آن ظاهری فرسوده بدهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید