sander

[ایالات متحده]/'sændə/
[بریتانیا]/'sændɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاه شن‌پاش؛ کسی که شن را پخش یا پراکنده می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

power sander

سنباده‌ی برقی

جملات نمونه

the sander is clamped on to the edge of a workbench.

سندربا بست به لبه یک میز کار محکم شده است.

Joe Sanders has the most beautiful garden in our town.

جوز ساندرز زیباترین باغ را در شهر ما دارد.

The carpenter used a sander to smooth out the rough edges of the wood.

نجار از یک سمباده برای صاف کردن لبه های زبر چوب استفاده کرد.

She carefully selected the right grit sandpaper for the sander.

او با دقت سمباده مناسب با درجه بندی مناسب برای سمباده انتخاب کرد.

The sander made quick work of sanding down the old paint on the furniture.

سمباده به سرعت رنگ قدیمی روی مبلمان را از بین برد.

He plugged in the sander and got to work on refinishing the floors.

او سمباده را به برق وصل کرد و شروع به بازسازی کف کرد.

The sander hummed softly as it smoothed the surface of the metal.

سمباده به آرامی زمزمه می کرد در حالی که سطح فلز را صاف می کرد.

Using a sander without proper safety gear can be dangerous.

استفاده از سمباده بدون تجهیزات ایمنی مناسب می تواند خطرناک باشد.

The sander's motor started to overheat after prolonged use.

موتور سمباده پس از استفاده طولانی مدت شروع به داغ شدن کرد.

She decided to invest in a high-quality sander for her woodworking projects.

او تصمیم گرفت برای پروژه های نجاری خود یک سمباده با کیفیت بالا خریداری کند.

The sander's sanding belt needed to be replaced due to wear and tear.

به دلیل سایش و پارگی، تسمه سمباده سمباده نیاز به تعویض داشت.

After sanding with the sander, the surface was ready for painting.

پس از سمباده زدن با سمباده، سطح آماده رنگ آمیزی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید