sandier

[ایالات متحده]/ˈsændɪə/
[بریتانیا]/ˈsændiər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. فرم مقایسه‌ای شنی؛ حاوی شن؛ دارای مقدار زیادی شن؛ به رنگ شنی

عبارات و ترکیب‌ها

sandier beaches

ساحل‌های شنی‌تر

sandier terrain

مناظر شنی‌تر

sandier shores

حواشی شنی‌تر

sandier landscapes

مناظر طبیعی شنی‌تر

sandier conditions

شرایط شنی‌تر

sandier areas

مناطقی با شن بیشتر

sandier ground

زمین شنی‌تر

sandier dunes

تپه‌های شنی‌تر

sandier paths

مسیرهای شنی‌تر

sandier soil

خاک شنی‌تر

جملات نمونه

the beach was much sandier than i remembered.

ساحل خیلی شنی‌تر از آن چیزی بود که به یاد داشتم.

her new backyard is sandier, perfect for the kids to play.

حیاط پشتی جدیدش شنی‌تر است، برای بازی بچه‌ها عالی است.

as we walked along the coast, the sandier areas felt great underfoot.

همانطور که در امتداد ساحل قدم می زدیم، مناطق شنی تر حس خوبی زیر پا داشتند.

the sandier the soil, the better it drains.

هرچه خاک شنی‌تر باشد، بهتر زهکشی می‌شود.

they decided to choose a sandier spot for their picnic.

آنها تصمیم گرفتند یک نقطه شنی‌تر را برای پیک نیک خود انتخاب کنند.

in summer, the sandier parts of the beach attract more visitors.

در تابستان، قسمت‌های شنی‌تر ساحل بازدیدکنندگان بیشتری را جذب می‌کند.

the sandier texture of the cake made it more enjoyable.

بافت شنی‌تر کیک آن را لذت‌بخش‌تر کرد.

his mood became sandier after spending time at the beach.

بعد از گذراندن وقت در ساحل، حال و هوای او شنی‌تر شد.

we prefer to play in the sandier areas of the playground.

ما ترجیح می دهیم در مناطق شنی تر زمین بازی بازی کنیم.

the sandier the path, the more challenging it became for runners.

هرچه مسیر شنی‌تر باشد، برای دویدن‌ها چالش‌برانگیزتر می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید