sandrats

[ایالات متحده]/ˈsænd.ræts/
[بریتانیا]/ˈsænd.ræts/

ترجمه

n. جمع sandrat؛ سنجاب‌های کوچک صحرايي (گربيل)

عبارات و ترکیب‌ها

desert sandrats

سردشت‌های بیابان

fat sandrats

سردشت‌های چرب

wild sandrats

سردشت‌های وحشی

two sandrats

دو سردشت

little sandrats

سردشت‌های کوچک

see sandrats

سردشت‌ها را ببین

many sandrats

بسیاری از سردشت‌ها

a sandrat

یک سردشت

cute sandrats

سردشت‌های خوش‌گو

feed sandrats

سردشت‌ها را غذا بده

جملات نمونه

the little sandrats played near the desert oasis

کوچکترین ساندرات‌ها در نزدیکی چشمه‌ی بیابان بازی می‌کردند

wild sandrats build complex burrows in the sand

ساندرات‌های وحشی در ماسه‌ها حفره‌های پیچیده ساخته می‌کنند

desert sandrats survive on very little water

ساندرات‌های بیابانی با مقدار بسیار کمی آب زنده می‌مانند

the sandrats population has increased this year

جمعیت ساندرات‌ها در این سال افزایش یافته است

sandrats feed on seeds and small plants

ساندرات‌ها روی دانه‌ها و گیاهچه‌های کوچک تغذیه می‌کنند

these sandrats are nocturnal creatures

این ساندرات‌ها موجودات شب‌زیست هستند

sandrats adapt well to harsh environments

ساندرات‌ها به خوبی به محیط‌های سخت سازگار می‌شوند

the sandrats emerged from their nests at sunset

ساندرات‌ها در زمان غروب خورشید از نرده‌های خود بیرون آمدند

researchers study sandrats to understand desert ecosystems

پژوهشگران ساندرات‌ها را مطالعه می‌کنند تا سیستم‌های بیابانی را درک کنند

baby sandrats stay close to their mothers

بچه‌های ساندرات به مادرانشان نزدیک می‌مانند

sandrats communicate through squeaking sounds

ساندرات‌ها از طریق صدای فریاد زدن با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند

the sandrats dug new tunnels under the dunes

ساندرات‌ها در زیر دُنیا‌های بیابانی تونل‌های جدید حفر کردند

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید