sapphiric

[ایالات متحده]/səˈfɪrɪk/
[بریتانیا]/sæˈfɪrɪk/

ترجمه

adj. شبیه یا مربوط به یاقوت کبود

عبارات و ترکیب‌ها

sapphiric glow

درخشش کبدی

sapphiric beauty

زیبایی کبدی

sapphiric hue

رنگ کبدی

sapphiric charm

جذابیت کبدی

sapphiric elegance

ظرافت کبدی

sapphiric sparkle

درخشش کبدی

sapphiric light

نور کبدی

sapphiric shade

سای کبدی

sapphiric depth

عمق کبدی

sapphiric allure

جذابیت کبدی

جملات نمونه

the sapphiric sky was breathtaking at sunset.

آسمان یاقوتی در هنگام غروب خورشید نفس‌گیر بود.

she wore a sapphiric necklace that sparkled in the light.

او یک گردنبند یاقوتی پوشیده بود که در نور می‌درخشید.

the sapphiric waters of the ocean were inviting.

آب‌های یاقوتی اقیانوس دعوت‌کننده بودند.

his eyes had a sapphiric hue that captivated everyone.

چشمانش رنگ یاقوتی داشتند که همه را مجذوب خود می‌کرد.

the sapphiric color of the dress made her stand out.

رنگ یاقوتی لباس باعث شد او از دیگران متمایز شود.

we admired the sapphiric gems in the jewelry store.

ما سنگ‌های یاقوتی را در مغازه جواهرات تحسین کردیم.

the sapphiric light reflected off the calm lake.

نور یاقوتی از سطح دریاچه آرام بازتاب می‌یافت.

her sapphiric dress was the highlight of the evening.

لباس یاقوتی او اوج شب بود.

the sapphiric mountains were a sight to behold.

کوه های یاقوتی منظره ای برای تماشا بودند.

he gifted her a sapphiric ring on their anniversary.

او در سالگرد آنها یک حلقه یاقوتی به او هدیه داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید