sapphirines

[ایالات متحده]/ˈsæf.ɪ.riːn/
[بریتانیا]/ˈsæf.ɪ.riːn/

ترجمه

adj. متعلق به یاقوت کبود
n. یک یاقوت کبود دروغین؛ نوعی اسپینل آبی

عبارات و ترکیب‌ها

sapphirine color

رنگ سافیرین

sapphirine crystal

کریستال سافیرین

sapphirine mineral

کانی سافیرین

sapphirine gemstone

سنگ قیمتی سافیرین

sapphirine variety

گونه سافیرین

sapphirine hue

تناژ رنگ سافیرین

sapphirine specimen

نمونه سافیرین

sapphirine deposit

مخزن سافیرین

sapphirine occurrence

حضور سافیرین

جملات نمونه

the sapphirine gemstone is prized for its deep blue color.

سنگ قیمتی یاقوتی به خاطر رنگ آبی عمیق آن مورد توجه است.

she wore a sapphirine necklace to the gala.

او یک گردنبند یاقوتی به مهمانی شام پوشید.

the sapphirine hues in the painting caught my eye.

رنگ‌های یاقوتی در نقاشی، چشم من را جذب کرد.

he gave her a sapphirine ring as a symbol of his love.

او یک حلقه یاقوتی به او هدیه داد تا نشان دهنده عشقش باشد.

they admired the sapphirine waters of the lake.

آنها آب‌های یاقوتی دریاچه را تحسین کردند.

the sapphirine sky at dusk was breathtaking.

آسمان یاقوتی در هنگام غروب خورشید نفس‌گیر بود.

her eyes sparkled like sapphirine gems.

چشمانش مانند سنگ‌های یاقوتی می‌درخشید.

the sapphirine stone is often used in high-end jewelry.

سنگ یاقوت اغلب در جواهرات لوکس استفاده می شود.

he chose a sapphirine tie for the formal event.

او برای رویداد رسمی یک پاپیونی یاقوتی انتخاب کرد.

the sapphirine accents in her dress were stunning.

جزئیات یاقوتی در لباس او خیره کننده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید