sapraemia

[ایالات متحده]/sæpˈriːmiə/
[بریتانیا]/sæpˈriːmiə/

ترجمه

n. وجود ماده فاسد در خون؛ نوعی مسمومیت خونی ناشی از باکتری‌ها
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

sapraemia diagnosis

تشخیص سابراミア

sapraemia treatment

درمان سابراミア

sapraemia symptoms

علائم سابراミア

sapraemia infection

عفونت سابراミア

sapraemia management

مدیریت سابراミア

sapraemia risk

ریسک سابراミア

sapraemia cases

موارد سابراミア

sapraemia complications

پیچیدگی‌های سابراミア

sapraemia prognosis

پیش‌بینی سابراミア

sapraemia causes

علت‌های سابراミア

جملات نمونه

the patient was diagnosed with sapraemia after the surgery.

بیمار پس از جراحی به دلیل سافرامیا تشخیص داده شد.

doctors are concerned about the risk of sapraemia in this case.

پزشکان در این مورد در مورد خطر سافرامیا نگران هستند.

early detection of sapraemia can improve treatment outcomes.

تشخیص زودهنگام سافرامیا می‌تواند نتایج درمان را بهبود بخشد.

the symptoms of sapraemia include fever and chills.

علائم سافرامیا شامل تب و لرز است.

patients with sapraemia require immediate medical attention.

بیماران مبتلا به سافرامیا نیاز به مراقبت‌های پزشکی فوری دارند.

infection control is crucial to prevent sapraemia.

کنترل عفونت برای جلوگیری از سافرامیا بسیار مهم است.

research is ongoing to better understand sapraemia.

تحقیقات برای درک بهتر سافرامیا ادامه دارد.

the treatment for sapraemia often involves antibiotics.

درمان سافرامیا اغلب شامل آنتی‌بیوتیک‌ها می‌شود.

complications from sapraemia can be severe and life-threatening.

عوارض سافرامیا می‌تواند شدید و تهدید کننده باشد.

healthcare workers must be aware of sapraemia risks.

بهداشت و پرسنل مراقبت‌های بهداشتی باید از خطرات سافرامیا آگاه باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید