those sapsuckers
این گوشتخوارها
calling sapsuckers
گوشتخوارها را فراخواندن
avoid sapsuckers
از گوشتخوارها پرهیز کن
real sapsuckers
گوشتخوارهای واقعی
sapsucker's game
بازی گوشتخوار
treating sapsuckers
درمان گوشتخوارها
beware sapsuckers
از گوشتخوارها دوچش کن
like sapsuckers
مثل گوشتخوارها
full sapsuckers
گوشتخوارهای کامل
labeling sapsuckers
چاپ برچسب روی گوشتخوارها
those online scammers are complete sapsuckers, preying on vulnerable people.
این فریبگریهای آنلاین کاملاً گرگهای شیرینخور هستند که روی افراد آسیبپذیر حمله میکنند.
he felt like a sapsucker after falling for that obvious investment scam.
او پس از اینکه در آن فریب سرمایهگذاری واضح فریب خورده شد، احساس میکرد گرگ شیرینخور است.
don't be a sapsucker; research companies before investing your money.
خودت را گرگ شیرینخور نکن؛ قبل از سرمایهگذاری پول خود، شرکتها را تحقیق کن.
the salesman was a sapsucker, trying to pressure us into buying something we didn't need.
فروشنده یک گرگ شیرینخور بود که سعی میکرد ما را به خرید چیزی که نیازی به آن نداشتیم، وادار کند.
i warned him not to trust them; they're just sapsuckers looking for an easy mark.
من او را هشدار دادم که به آنها اعتماد نکند؛ آنها فقط گرگهای شیرینخوری هستند که به دنبال یک فرد آسیبپذیر هستند.
she realized she'd been taken in by sapsuckers posing as charity workers.
او متوجه شد که توسط گرگهای شیرینخوری که به عنوان کارکنان خیریه ظاهر میشدند، فریب خورده است.
he called the telemarketers sapsuckers for trying to sell him timeshares.
او فروشندگان تلفنی را گرگهای شیرینخوری خواند که سعی میکردند او را به خرید املاک اجارهای وادار کنند.
they targeted elderly people, sapsuckers who were easily fooled by promises of quick riches.
آنها روی افراد سالمند هدف قرار دادند، گرگهای شیرینخوری که به راحتی با وعدههای ثروت سریع فریب خورده میشدند.
don't be a sapsucker; always read the fine print before signing any contract.
خودت را گرگ شیرینخور نکن؛ قبل از امضای هر قراردادی، متن دقیق را بخوان.
the con artist considered his victims sapsuckers ripe for exploitation.
فریبگر آنها را به عنوان گرگهای شیرینخوری که آماده بهرهبرداری هستند، در نظر میگرفت.
he accused the politicians of being sapsuckers for supporting such a flawed policy.
او سیاستمداران را به این دلیل که به چنین سیاستی ناقص پشتیبانی میکردند، گرگهای شیرینخوری خواند.
those sapsuckers
این گوشتخوارها
calling sapsuckers
گوشتخوارها را فراخواندن
avoid sapsuckers
از گوشتخوارها پرهیز کن
real sapsuckers
گوشتخوارهای واقعی
sapsucker's game
بازی گوشتخوار
treating sapsuckers
درمان گوشتخوارها
beware sapsuckers
از گوشتخوارها دوچش کن
like sapsuckers
مثل گوشتخوارها
full sapsuckers
گوشتخوارهای کامل
labeling sapsuckers
چاپ برچسب روی گوشتخوارها
those online scammers are complete sapsuckers, preying on vulnerable people.
این فریبگریهای آنلاین کاملاً گرگهای شیرینخور هستند که روی افراد آسیبپذیر حمله میکنند.
he felt like a sapsucker after falling for that obvious investment scam.
او پس از اینکه در آن فریب سرمایهگذاری واضح فریب خورده شد، احساس میکرد گرگ شیرینخور است.
don't be a sapsucker; research companies before investing your money.
خودت را گرگ شیرینخور نکن؛ قبل از سرمایهگذاری پول خود، شرکتها را تحقیق کن.
the salesman was a sapsucker, trying to pressure us into buying something we didn't need.
فروشنده یک گرگ شیرینخور بود که سعی میکرد ما را به خرید چیزی که نیازی به آن نداشتیم، وادار کند.
i warned him not to trust them; they're just sapsuckers looking for an easy mark.
من او را هشدار دادم که به آنها اعتماد نکند؛ آنها فقط گرگهای شیرینخوری هستند که به دنبال یک فرد آسیبپذیر هستند.
she realized she'd been taken in by sapsuckers posing as charity workers.
او متوجه شد که توسط گرگهای شیرینخوری که به عنوان کارکنان خیریه ظاهر میشدند، فریب خورده است.
he called the telemarketers sapsuckers for trying to sell him timeshares.
او فروشندگان تلفنی را گرگهای شیرینخوری خواند که سعی میکردند او را به خرید املاک اجارهای وادار کنند.
they targeted elderly people, sapsuckers who were easily fooled by promises of quick riches.
آنها روی افراد سالمند هدف قرار دادند، گرگهای شیرینخوری که به راحتی با وعدههای ثروت سریع فریب خورده میشدند.
don't be a sapsucker; always read the fine print before signing any contract.
خودت را گرگ شیرینخور نکن؛ قبل از امضای هر قراردادی، متن دقیق را بخوان.
the con artist considered his victims sapsuckers ripe for exploitation.
فریبگر آنها را به عنوان گرگهای شیرینخوری که آماده بهرهبرداری هستند، در نظر میگرفت.
he accused the politicians of being sapsuckers for supporting such a flawed policy.
او سیاستمداران را به این دلیل که به چنین سیاستی ناقص پشتیبانی میکردند، گرگهای شیرینخوری خواند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید