lazy moocher
چندشزده
freeloading moocher
چندشزده
cheap moocher
چندشزده
persistent moocher
چندشزده
ungrateful moocher
بیاحترام
selfish moocher
خودخواه
obnoxious moocher
ناراحتکننده
shameless moocher
بیشرم
greedy moocher
حرصدار
clueless moocher
بیخبر
he's such a moocher; he never pays for his own meals.
او چنان انگل است؛ هرگز برای وعدههای غذایی خود پول پرداخت نمیکند.
i can't stand being around a moocher who always asks for favors.
نمیتوانم تحمل کنم که در کنار کسی که همیشه درخواست لطف میکند، باشم.
she realized her friend was a moocher when he borrowed money again.
او متوجه شد که دوستش انگل است وقتی دوباره پول قرض گرفت.
it's frustrating to deal with a moocher who never contributes.
رسیدگی به کسی که هرگز کمک نمیکند، خستهکننده است.
don't be a moocher; offer to help out once in a while.
انگل نباشید؛ گاهی اوقات پیشنهاد کمک کنید.
many people avoid him because he’s known as a moocher.
بسیاری از مردم از او دوری میکنند زیرا او به عنوان یک انگل شناخته میشود.
being a moocher can ruin friendships over time.
انگل بودن میتواند دوستیها را در طول زمان خراب کند.
he was labeled a moocher after he borrowed but never returned.
او پس از قرض گرفتن و عدم بازپرداخت، به عنوان انگل شناخته شد.
it's not cool to be a moocher at social gatherings.
انگل بودن در جمعها خنک نیست.
she felt guilty for being a moocher during the trip.
او در طول سفر به خاطر انگل بودن احساس گناه کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید