sarcoptids

[ایالات متحده]/sɑːˈkɒptɪd/
[بریتانیا]/sɑrˈkɑptɪd/

ترجمه

n. هر کنه‌ای از خانواده Sarcoptidae که شامل کنه جرب می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

sarcoptid mite

نماتد خارپشت

sarcoptid infestation

عفونت خارپشت

sarcoptid species

گونه های خارپشت

sarcoptid life cycle

چرخه حیات خارپشت

sarcoptid host

میزبان خارپشت

sarcoptid treatment

درمان خارپشت

sarcoptid allergy

آلرژی خارپشت

sarcoptid control

کنترل خارپشت

sarcoptid diagnosis

تشخیص خارپشت

sarcoptid symptoms

علائم خارپشت

جملات نمونه

sarcoptid mites can cause severe skin irritation in humans.

کنه‌های سارکوپتید می‌توانند باعث تحریک شدید پوست در انسان‌ها شوند.

the life cycle of a sarcoptid is fascinating to study.

چرخه زندگی یک سارکوپتید مطالعه جالبی است.

farmers often deal with sarcoptid infestations in livestock.

کشاورزان اغلب با آلودگی سارکوپتید در دام‌ها مقابله می‌کنند.

understanding sarcoptid behavior is crucial for pest control.

درک رفتار سارکوپتید برای کنترل آفات بسیار مهم است.

some sarcoptid species are known to transmit diseases.

برخی از گونه‌های سارکوپتید به انتقال بیماری معروف هستند.

researchers are studying the genetics of sarcoptid mites.

محققان در حال مطالعه ژنتیک کنه های سارکوپتید هستند.

effective treatment for sarcoptid infestations is essential.

درمان موثر برای آلودگی سارکوپتید ضروری است.

sarcoptid mites are often found in burrows and nests.

کنه های سارکوپتید اغلب در لانه‌ها و آشیانه ها یافت می شوند.

preventing sarcoptid outbreaks requires proper sanitation.

جلوگیری از شیوع سارکوپتید نیاز به بهداشت مناسب دارد.

the sarcoptid population can rapidly increase in warm conditions.

جمعیت سارکوپتید می تواند به سرعت در شرایط گرم افزایش یابد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید