sardined

[ایالات متحده]/sɑː'diːn/
[بریتانیا]/ˌsɑr'din/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک ماهی نقره‌ای کوچک و خوراکی که اغلب به‌طور فشرده در قوطی‌ها بسته‌بندی می‌شود
vt. به‌طور فشرده بسته‌بندی کردن یا شلوغ کردن

عبارات و ترکیب‌ها

canned sardines

سردین‌های کنسروی

sardine sandwich

ساندویچ ساردین

grilled sardines

ساردین کبابی

sardine oil

روغن ساردین

like sardines

مثل ساردین

جملات نمونه

sardines aswim in oil.

ساردین‌ها در روغن شنا می‌کنند.

Sardines can be eaten fresh but are often preserved in tins.

ساردین‌ها را می‌توان تازه خورد، اما اغلب در قوطی‌ها حفظ می‌شوند.

Every bus arrives and leaves packed as fully as a sardine tin.

هر اتوبوسی می‌رسد و می‌رود و به اندازه یک قوطی ساردین پر است.

Sardines (Sardina pilchardus, Sardinops spp.), sardinella (Sardinella spp.), brisling or other sprats (Sprattus sprattus), frozen F01

ساردین‌ها (Sardina pilchardus, Sardinops spp.)، ساردینلا (Sardinella spp.)، بریسلینگ یا سایر آب‌بزرگان (Sprattus sprattus)، منجمد F01

Sardines (Sardina pilchardus, Sardinops spp.), sardinella (Sardinella spp.), brisling or sprats (Sprattus sprattus), fresh or chilled F01

سردین (ساردینا پیلچاردوس، ساردینوپس spp)، ساردینلا (ساردینلا spp)، بریزلینگ یا اسپرات (اسپراتوس اسپراتوس)، تازه یا سرد F01

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید