saris

[ایالات متحده]/ˈsɑːriz/
[بریتانیا]/ˈsɑːrɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع ساری؛ (لباس سنتی برای زنان هندی)

عبارات و ترکیب‌ها

traditional saris

ساری‌های سنتی

colorful saris

ساری‌های رنگارنگ

silk saris

ساری‌های ابریشمی

designer saris

ساری‌های طراحی شده

wedding saris

ساری‌های عروس

cotton saris

ساری‌های نخی

party saris

ساری‌های مهمانی

embroidered saris

ساری‌های گلدوزی شده

vibrant saris

ساری‌های پر جنب و جوش

luxurious saris

ساری‌های مجلل

جملات نمونه

she wore beautiful saris at the wedding.

او لباس‌های سرای زیبا در عروسی پوشید.

the shop sells traditional saris from india.

آن مغازه لباس‌های سنتی ساری را از هند می‌فروشد.

he gifted her a collection of colorful saris.

او مجموعه‌ای از لباس‌های سرای رنگارنگ به او هدیه داد.

many women prefer to wear saris for special occasions.

بسیاری از زنان ترجیح می‌دهند برای مناسبت‌های خاص لباس ساری بپوشند.

she learned how to drape a sari properly.

او یاد گرفت که چگونه یک ساری را به درستی بپوشاند.

the festival showcased vibrant saris from various regions.

جشنواره لباس‌های سرای پر جنب و جوش را از مناطق مختلف به نمایش گذاشت.

her grandmother taught her the art of wearing saris.

مادربزرگش هنر پوشیدن لباس ساری را به او آموزش داد.

in india, saris are considered a symbol of grace.

در هند، لباس ساری به عنوان نمادی از وقار در نظر گرفته می‌شود.

she accessorized her sari with traditional jewelry.

او لباس ساری خود را با جواهرات سنتی تزئین کرد.

different fabrics are used to make various saris.

از پارچه‌های مختلف برای ساخت لباس‌های سرای مختلف استفاده می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید