satiates

[ایالات متحده]/ˈseɪʃieɪts/
[بریتانیا]/ˈseɪʃieɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور کامل راضی کردن؛ پر کردن تا حد زیاد

عبارات و ترکیب‌ها

satiates hunger

سیری بخش گرسنگی

satiates cravings

سیری بخش هوس

satiates thirst

سیری بخش تشنگی

satiates appetite

سیری بخش اشتها

satiates desires

سیری بخش خواسته ها

satiates needs

سیری بخش نیازها

satiates palate

سیری بخش ذائقه

satiates senses

سیری بخش حواس

satiates hunger pangs

سیری بخش درد گرسنگی

satiates emotional needs

سیری بخش نیازهای عاطفی

جملات نمونه

the rich chocolate cake satiates my sweet tooth.

کیک شکلات خوشمزه، دندانم را شیرین می‌کند.

a hearty meal satiates the hunger after a long day.

یک وعده غذایی مقوی، گرسنگی را بعد از یک روز طولانی سیر می‌کند.

the novel satiates my craving for adventure.

رمان، عطش من برای ماجراجویی را سیر می‌کند.

her kindness satiates the needs of those around her.

مهربانی او، نیازهای اطرافیان را برآورده می‌کند.

the warm soup satiates both hunger and the soul.

سوپ گرم، هم گرسنگی و هم روح را سیر می‌کند.

shopping often satiates my desire for new things.

خرید کردن اغلب، میل من به چیزهای جدید را برآورده می‌کند.

listening to music satiates my need for relaxation.

گوش دادن به موسیقی، نیاز من به آرامش را برآورده می‌کند.

the garden's beauty satiates my love for nature.

زیبایی باغ، عشق من به طبیعت را سیر می‌کند.

a good book satiates my thirst for knowledge.

یک کتاب خوب، تشنگی من برای دانش را سیر می‌کند.

the rich flavors of the dish satiate my culinary desires.

طعم‌های غنی غذا، خواسته‌های آشپزی من را برآورده می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید