satisfiers

[ایالات متحده]/ˈsætɪsfaɪə/
[بریتانیا]/ˈsætɪsfaɪər/

ترجمه

n. چیزی که رضایت می‌دهد

عبارات و ترکیب‌ها

satisfier factor

عامل رضایت‌بخش

satisfier criteria

معیارهای رضایت‌بخش

satisfier level

سطح رضایت‌بخش

satisfier needs

نیازهای رضایت‌بخش

satisfier attributes

ویژگی‌های رضایت‌بخش

satisfier elements

عناصر رضایت‌بخش

satisfier types

انواع رضایت‌بخش

satisfier model

مدل رضایت‌بخش

satisfier scale

مقیاس رضایت‌بخش

satisfier role

نقش رضایت‌بخش

جملات نمونه

the new product is a great satisfier for customer needs.

محصول جدید یک عامل رضایت بخش عالی برای نیازهای مشتری است.

finding a satisfier in the job market can be challenging.

پیدا کردن یک عامل رضایت بخش در بازار کار می تواند چالش برانگیز باشد.

she is always looking for ways to be a satisfier in her relationships.

او همیشه به دنبال راهی برای رضایت بخش بودن در روابط خود است.

a good satisfier can lead to higher customer loyalty.

یک عامل رضایت بخش خوب می تواند منجر به افزایش وفاداری مشتری شود.

this service is a satisfier for many users.

این سرویس برای بسیاری از کاربران یک عامل رضایت بخش است.

understanding what acts as a satisfier is crucial for businesses.

درک اینکه چه چیزی به عنوان یک عامل رضایت بخش عمل می کند برای مشاغل بسیار مهم است.

he aims to be a satisfier in his community.

او قصد دارد در جامعه خود یک عامل رضایت بخش باشد.

the satisfier of our expectations was the quality of the event.

رضایت از انتظارات ما، کیفیت رویداد بود.

every product should strive to be a satisfier for its target audience.

هر محصول باید تلاش کند تا برای مخاطبان هدف خود یک عامل رضایت بخش باشد.

customer feedback is essential to identify the right satisfier.

بازخورد مشتری برای شناسایی عامل رضایت بخش مناسب ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید