saturations

[ایالات متحده]/ˌsætʃəˈreɪʃənz/
[بریتانیا]/ˌsætʃəˈreɪʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حالت اشباع؛ عمل اشباع؛ سطوح اشباع

عبارات و ترکیب‌ها

high saturations

اشباع بالا

low saturations

اشباع پایین

color saturations

اشباع رنگ

saturation levels

سطح اشباع

saturation point

نقطه اشباع

saturation effects

اثرات اشباع

saturation values

مقادیر اشباع

saturation curves

منحنی‌های اشباع

saturation range

محدوده اشباع

saturation adjustments

تنظیمات اشباع

جملات نمونه

the saturations of colors in this painting are stunning.

اشباع رنگ‌ها در این نقاشی خیره‌کننده است.

high saturations can create a vibrant atmosphere.

اشباع بالا می‌تواند فضایی پر جنب و جوش ایجاد کند.

we need to adjust the saturations for better image quality.

ما باید اشباع را برای کیفیت بهتر تصویر تنظیم کنیم.

the saturations in the garden are a feast for the eyes.

اشباع در باغ یک فستیوال برای چشم است.

different saturations can evoke various emotions in art.

اشباع‌های مختلف می‌توانند احساسات مختلفی را در هنر برانگیزند.

she prefers paintings with lower saturations for a calming effect.

او نقاشی‌هایی با اشباع پایین برای ایجاد آرامش را ترجیح می‌دهد.

the saturations of the sunset were breathtaking.

اشباع غروب خورشید نفس‌گیر بود.

in photography, saturations play a crucial role in composition.

در عکاسی، اشباع نقش مهمی در ترکیب‌بندی ایفا می‌کند.

adjusting the saturations can dramatically change the mood of the image.

تنظیم اشباع می‌تواند حال و هوای تصویر را به طور چشمگیری تغییر دهد.

artists often experiment with saturations to enhance their work.

هنرمندان اغلب با اشباع آزمایش می‌کنند تا کار خود را ارتقا دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید