saucepots

[ایالات متحده]/ˈsɔːspɒt/
[بریتانیا]/ˈsɔːspɑːt/

ترجمه

n. ظرف پخت و پز که برای تهیه سس یا خورشت استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

saucepot lid

درپوش قابلمه

saucepot set

ست قابلمه

saucepot size

اندازه قابلمه

saucepot handle

دسته قابلمه

saucepot recipe

دستور غذای قابلمه

saucepot material

جنس قابلمه

saucepot cooking

پخت قابلمه

saucepot design

طراحی قابلمه

saucepot usage

استفاده از قابلمه

saucepot cleaning

تمیز کردن قابلمه

جملات نمونه

i put the saucepot on the stove to heat up the soup.

من قابلمه را روی اجاق گاز گذاشتم تا سوپ را گرم کنم.

the saucepot is perfect for making pasta sauce.

قابلمه برای درست کردن سس پاستا عالی است.

she stirred the ingredients in the saucepot carefully.

او مواد را با دقت در قابلمه هم زد.

after cooking, i washed the saucepot thoroughly.

بعد از پختن، من قابلمه را به طور کامل شستم.

he forgot to cover the saucepot, and it spilled.

او فراموش کرد که قابلمه را بپوشاند و آن ریخت.

the saucepot was made of stainless steel.

قابلمه از جنس استیل ضد زنگ بود.

she poured the sauce from the saucepot onto the pasta.

او سس را از قابلمه روی پاستا ریخت.

we need a larger saucepot for the family gathering.

ما برای دورهمی خانوادگی به یک قابلمه بزرگتر نیاز داریم.

the recipe calls for a heavy-bottomed saucepot.

دستور العمل نیاز به یک قابلمه با ته ضخیم دارد.

he always uses a non-stick saucepot for easy cleaning.

او همیشه از یک قابلمه نچسب برای تمیز کردن آسان استفاده می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید