| جمع | sauries |
grilled saury
ماهی ساردین گریل شده
saury sashimi
ساسیمی ماهی ساردین
fried saury
ماهی ساردین سرخ شده
saury soup
سوپ ماهی ساردین
smoked saury
ماهی ساردین دودی
saury rice
برنج با ماهی ساردین
pickled saury
ماهی ساردین ترشی شده
roasted saury
ماهی ساردین کبابی
saury salad
سالاد ماهی ساردین
saury dish
غذا با ماهی ساردین
we grilled saury for dinner last night.
ما سارئ را برای شام دیشب گریل کردیم.
saury is a popular dish in japanese cuisine.
سارئ یک غذای محبوب در آشپزی ژاپنی است.
she prefers saury over other types of fish.
او ترجیح می دهد سارئ را بر انواع دیگر ماهی.
in autumn, saury is at its best.
در پاییز، سارئ در بهترین حالت خود است.
we often enjoy saury with rice.
ما اغلب از خوردن سارئ با برنج لذت می بریم.
fresh saury can be found at the market.
می توان سارئ تازه را در بازار پیدا کرد.
he learned how to cook saury from his grandmother.
او یاد گرفت که چگونه سارئ را از مادربزرگش بپزد.
saury is often served with a side of vegetables.
سارئ اغلب با یک طرفه سبزیجات سرو می شود.
the taste of grilled saury is unforgettable.
طعم سارئ گریل شده فراموش نشدنی است.
during the festival, we celebrated with saury dishes.
در طول جشنواره، ما با غذاهای سارئ جشن گرفتیم.
grilled saury
ماهی ساردین گریل شده
saury sashimi
ساسیمی ماهی ساردین
fried saury
ماهی ساردین سرخ شده
saury soup
سوپ ماهی ساردین
smoked saury
ماهی ساردین دودی
saury rice
برنج با ماهی ساردین
pickled saury
ماهی ساردین ترشی شده
roasted saury
ماهی ساردین کبابی
saury salad
سالاد ماهی ساردین
saury dish
غذا با ماهی ساردین
we grilled saury for dinner last night.
ما سارئ را برای شام دیشب گریل کردیم.
saury is a popular dish in japanese cuisine.
سارئ یک غذای محبوب در آشپزی ژاپنی است.
she prefers saury over other types of fish.
او ترجیح می دهد سارئ را بر انواع دیگر ماهی.
in autumn, saury is at its best.
در پاییز، سارئ در بهترین حالت خود است.
we often enjoy saury with rice.
ما اغلب از خوردن سارئ با برنج لذت می بریم.
fresh saury can be found at the market.
می توان سارئ تازه را در بازار پیدا کرد.
he learned how to cook saury from his grandmother.
او یاد گرفت که چگونه سارئ را از مادربزرگش بپزد.
saury is often served with a side of vegetables.
سارئ اغلب با یک طرفه سبزیجات سرو می شود.
the taste of grilled saury is unforgettable.
طعم سارئ گریل شده فراموش نشدنی است.
during the festival, we celebrated with saury dishes.
در طول جشنواره، ما با غذاهای سارئ جشن گرفتیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید