saury

[ایالات متحده]/ˈsɔːri/
[بریتانیا]/ˈsɔri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی ماهی که به خاطر بدن کشیده و پوزه تیزش شناخته می‌شود؛ نام دیگر یک ماهی که معمولاً در آب‌های شرق آسیا یافت می‌شود
Word Forms
جمعsauries

عبارات و ترکیب‌ها

grilled saury

ماهی ساردین گریل شده

saury sashimi

ساسیمی ماهی ساردین

fried saury

ماهی ساردین سرخ شده

saury soup

سوپ ماهی ساردین

smoked saury

ماهی ساردین دودی

saury rice

برنج با ماهی ساردین

pickled saury

ماهی ساردین ترشی شده

roasted saury

ماهی ساردین کبابی

saury salad

سالاد ماهی ساردین

saury dish

غذا با ماهی ساردین

جملات نمونه

we grilled saury for dinner last night.

ما سارئ را برای شام دیشب گریل کردیم.

saury is a popular dish in japanese cuisine.

سارئ یک غذای محبوب در آشپزی ژاپنی است.

she prefers saury over other types of fish.

او ترجیح می دهد سارئ را بر انواع دیگر ماهی.

in autumn, saury is at its best.

در پاییز، سارئ در بهترین حالت خود است.

we often enjoy saury with rice.

ما اغلب از خوردن سارئ با برنج لذت می بریم.

fresh saury can be found at the market.

می توان سارئ تازه را در بازار پیدا کرد.

he learned how to cook saury from his grandmother.

او یاد گرفت که چگونه سارئ را از مادربزرگش بپزد.

saury is often served with a side of vegetables.

سارئ اغلب با یک طرفه سبزیجات سرو می شود.

the taste of grilled saury is unforgettable.

طعم سارئ گریل شده فراموش نشدنی است.

during the festival, we celebrated with saury dishes.

در طول جشنواره، ما با غذاهای سارئ جشن گرفتیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید