anchovy

[ایالات متحده]/'æntʃəvɪ/
[بریتانیا]/'æntʃovi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ماهی کوچک و معمولی آب شور با طعم قوی که اغلب به عنوان رویه پیتزا استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

salted anchovies

موجودی‌های نمک سود شده

anchovy paste

خمیر ماهی تن

anchovy pizza

پیتزای ماهی تن

anchovy fillets

فیله ماهی تن

anchovy sauce

سس ماهی تن

جملات نمونه

the salty taste of anchovies;

طعم شور ماهی تن;

Common hidden sources Caesar salad dressings (many contain anchovy paste), Worcestershire sauce, fish sauce, caponata, imitation crab meat (a.k.a. surimi).

منابع پنهان رایج سس‌های سالاد سزار (بسیاری حاوی خمیر ماهی تن هستند)، سس ورچستر، سس ماهی، کاپوناتا، گوشت خرچنگ تقلبی (a.k.a. سوریمی).

I added some anchovies to the pizza for extra flavor.

من مقداری ماهی تن به پیتزا برای طعم بیشتر اضافه کردم.

Anchovy paste is commonly used in Caesar salad dressing.

خمیر ماهی تن معمولاً در سس سالاد سزار استفاده می شود.

The anchovy fillets were marinated in olive oil and herbs.

فیله‌های ماهی تن در روغن زیتون و گیاهان مزه‌دار شدند.

She made a delicious pasta sauce with anchovy and capers.

او یک سس پاستای خوشمزه با ماهی تن و خارشکن درست کرد.

The anchovy flavor in the dish was overpowering.

طعم ماهی تن در غذا بسیار قوی بود.

Anchovy is a popular ingredient in Mediterranean cuisine.

ماهی تن یک ماده محبوب در آشپزی مدیترانه ای است.

I don't like the strong taste of anchovies.

من از طعم قوی ماهی تن خوشم نمی آید.

The chef recommended pairing the dish with a glass of white wine and anchovy toast.

سرآشپز توصیه کرد که این غذا را با یک لیوان شراب سفید و تست ماهی تن همراه کنید.

The anchovy sauce gave the pasta a rich umami flavor.

سس ماهی تن به پاستا طعم اومامی غنی بخشید.

I can't stand the smell of anchovies.

من نمی توانم تحمل بوی ماهی تن را داشته باشم.

نمونه‌های واقعی

I'm making anchovy butter by mixing anchovy with butter.

من در حال درست کردن کره ماهی تن هستم با مخلوط کردن ماهی تن با کره.

منبع: Gourmet Base

Purine-rich foods include shellfish, anchovies, red meat or organ meat.

غذاهای غنی از پورین شامل غذاهای دریایی، ماهی تن، گوشت قرمز یا اندام حیوانات است.

منبع: Osmosis - Urinary

So classic anchovy sauce would have diced anchovy through it.

بنابراین سس کلاسیک ماهی تن شامل ماهی تن خرد شده در آن خواهد بود.

منبع: Gourmet Base

Uh, Caesar salad, no dressing, no anchovies.

اممم، سالاد سزار، بدون سس، بدون ماهی تن.

منبع: Our Day This Season 1

Neither of you chose to use the anchovies, the parma ham, the cucumber, the plums, or the marigolds.

هیچکدام از شما انتخاب نکردید از ماهی تن، هام پارما، خیار، زردآلو یا گل همیشه بهار استفاده کنید.

منبع: Gourmet Base

That's like the gateway for people to like anchovies.

این مانند دروازه ای برای اینکه مردم ماهی تن دوست داشته باشند است.

منبع: Connection Magazine

And these dear little anchovies, with their heads still on!

و این ماهی تن های کوچک و عزیز، با سرهایشان هنوز سر جایش!

منبع: The Adventures of Pinocchio

It's a spicy anchovy paste. Mm. Yeah, it's nice.

این خمیر تند ماهی تن است. اممم. بله، خوب است.

منبع: Star Snack Review

Try some clams or mussels and smaller fish like anchovies.

چند صدف یا خرچنگ و ماهی های کوچکتر مانند ماهی تن را امتحان کنید.

منبع: PBS Health Interview Series

And traditionally served with anchovies and massive capers.

و به طور سنتی با ماهی تن و خارشتر بزرگ سرو می شود.

منبع: Gourmet Base

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید