savagenesses

[ایالات متحده]/ˈsæv.ɪdʒ.nəs.ɪz/
[بریتانیا]/ˈsæv.ɪdʒ.nəs.ɪz/

ترجمه

n. کیفیت وحشی یا بی‌رحم بودن

عبارات و ترکیب‌ها

brutal savagenesses

خون‌ريزي وحشيانه

unleashed savagenesses

خون‌ريزي رها شده

raw savagenesses

خون‌ريزي خام

ancient savagenesses

خون‌ريزي باستانی

hidden savagenesses

خون‌ريزي پنهان

unforgiving savagenesses

خون‌ريزي بی‌رحمانه

untamed savagenesses

خون‌ريزي رام‌نشدنی

ferocious savagenesses

خون‌ريزي وحشي

primitive savagenesses

خون‌ريزي بدوي

violent savagenesses

خون‌ريزي خشونت‌آميز

جملات نمونه

the savagenesses of nature can be both beautiful and terrifying.

خشونت‌های طبیعت می‌تواند هم زیبا و هم ترسناک باشد.

he was shocked by the savagenesses displayed in the wild.

او از خشونت‌هایی که در طبیعت به نمایش گذاشته می‌شدند شوکه شد.

we must learn to respect the savagenesses of the animal kingdom.

ما باید یاد بگیریم به خشونت‌های پادشاهی حیوانات احترام بگذاریم.

her stories often highlight the savagenesses of human behavior.

داستان‌های او اغلب بر خشونت‌های رفتار انسان تاکید می‌کنند.

the documentary explored the savagenesses of predator and prey.

مستند خشونت‌های شکارچی و شکار را بررسی کرد.

in literature, savagenesses are often a reflection of inner turmoil.

در ادبیات، خشونت‌ها اغلب بازتابی از آشفتگی درونی هستند.

he wrote about the savagenesses of war in his novel.

او در رمان خود درباره خشونت‌های جنگ نوشت.

understanding the savagenesses of our past is crucial for progress.

درک خشونت‌های گذشته ما برای پیشرفت بسیار مهم است.

the savagenesses of the storm left a lasting impact on the town.

خشونت‌های طوفان تاثیر ماندگاری بر شهر گذاشت.

she depicted the savagenesses of life through her art.

او خشونت‌های زندگی را از طریق هنر خود به تصویر کشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید