savories

[ایالات متحده]/[ˈseɪv.riːz]/
[بریتانیا]/[ˈseɪv.riːz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نان‌های کوچک یا کیک‌های معمولاً تلخ؛ دسرهای تلخ، به ویژه در جمع‌جوری.

عبارات و ترکیب‌ها

savory snacks

چیپس مایع

savory dish

غذای مایع

savory pie

پای مایع

savories served

مایعات سرو شده

enjoying savories

لذت بردن از مایعات

savory aroma

بوی مایع

savory flavors

طعمهای مایع

savory bites

نگاههای مایع

savories platter

پلاتر مایعات

savory filling

پرکننده مایع

جملات نمونه

we offered a selection of savory pastries at the bake sale.

ما یک انتخابی از پاییزهای تلخ در فروش بیکری ارائه دادیم.

the buffet included both sweet and savory dishes.

سالاد شامل هر دو غذاهای شیرین و تلخ بود.

she preferred savory appetizers over sugary desserts.

او از میان نوشیدنی‌های تلخ بیشتر دوست داشت تا دسرهای شیرین.

the savory pie was a highlight of the thanksgiving feast.

پای تلخ یکی از اصلی‌ترین موارد در جشن امتنان بود.

the chef specialized in creating innovative savory sauces.

شکیف در ساخت سس‌های تلخ نوآوری خاصی دارد.

a variety of savory snacks were available at the conference.

چندین نوع نوشیدنی تلخ در کنفرانس در دسترس بود.

the savory tart was surprisingly delicious with a flaky crust.

تارت تلخ با یک پوسته گوشتی شگفت‌آور خوشمزه بود.

he paired the savory cheese with a glass of red wine.

او چیزی تلخ را با یک لیتر شامپاگن قرمز ترکیب کرد.

the savory aroma filled the kitchen as she baked.

رایحه تلخ کухکشی را در هنگام پختن پر کرد.

we enjoyed the savory flavors of the roasted vegetables.

ما از طعم تلخ سبزیجات پеченه لذت بردم.

the savory sausage rolls were a crowd favorite at the party.

سیلی تلخ در جشن مورد علاقه جمع بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید