| جمع | sayonaras |
sayonara friend
خداحافظ دوست
sayonara for now
خداحافظ برای حالا
sayonara baby
خداحافظ عزیزم
sayonara forever
خداحافظ تا ابد
sayonara everyone
خداحافظ همه
sayonara my love
خداحافظ عشق من
sayonara time
خداحافظ زمان
sayonara world
خداحافظ دنیا
sayonara moment
خداحافظ لحظه
sayonara dreams
خداحافظ رویاها
it's hard to say goodbye, but sayonara is necessary.
جدای شدن سخت است، اما گفتن خداحافظی ضروری است.
after a long journey, i whispered sayonara to my old home.
بعد از یک سفر طولانی، زمزمه کردم خداحافظی را به خانهام قدیمی.
she waved and said sayonara to her friends at the airport.
او دست تکان داد و خداحافظی را به دوستانش در فرودگاه گفت.
as the sun set, we knew it was time to say sayonara.
همانطور که خورشید غروب می کرد، فهمیدیم که وقت خداحافظی است.
he wrote a letter saying sayonara to his childhood.
او نامهای نوشت و خداحافظی را با دوران کودکیاش گفت.
they exchanged gifts before saying sayonara at the party.
آنها قبل از خداحافظی در مهمانی، هدیه رد و بدل کردند.
sayonara is often used in movies to signify a farewell.
اغلب در فیلم ها از خداحافظی برای نشان دادن خداحافظی استفاده می شود.
we promised to meet again, but for now, it's sayonara.
ما قول دادیم دوباره ملاقات کنیم، اما فعلاً خداحافظی است.
with a heavy heart, i said sayonara to my colleagues.
با دلی سنگین، خداحافظی را به همکارانم گفتم.
the final scene ended with a heartfelt sayonara.
صحنه پایانی با خداحافظی صمیمانه به پایان رسید.
sayonara friend
خداحافظ دوست
sayonara for now
خداحافظ برای حالا
sayonara baby
خداحافظ عزیزم
sayonara forever
خداحافظ تا ابد
sayonara everyone
خداحافظ همه
sayonara my love
خداحافظ عشق من
sayonara time
خداحافظ زمان
sayonara world
خداحافظ دنیا
sayonara moment
خداحافظ لحظه
sayonara dreams
خداحافظ رویاها
it's hard to say goodbye, but sayonara is necessary.
جدای شدن سخت است، اما گفتن خداحافظی ضروری است.
after a long journey, i whispered sayonara to my old home.
بعد از یک سفر طولانی، زمزمه کردم خداحافظی را به خانهام قدیمی.
she waved and said sayonara to her friends at the airport.
او دست تکان داد و خداحافظی را به دوستانش در فرودگاه گفت.
as the sun set, we knew it was time to say sayonara.
همانطور که خورشید غروب می کرد، فهمیدیم که وقت خداحافظی است.
he wrote a letter saying sayonara to his childhood.
او نامهای نوشت و خداحافظی را با دوران کودکیاش گفت.
they exchanged gifts before saying sayonara at the party.
آنها قبل از خداحافظی در مهمانی، هدیه رد و بدل کردند.
sayonara is often used in movies to signify a farewell.
اغلب در فیلم ها از خداحافظی برای نشان دادن خداحافظی استفاده می شود.
we promised to meet again, but for now, it's sayonara.
ما قول دادیم دوباره ملاقات کنیم، اما فعلاً خداحافظی است.
with a heavy heart, i said sayonara to my colleagues.
با دلی سنگین، خداحافظی را به همکارانم گفتم.
the final scene ended with a heartfelt sayonara.
صحنه پایانی با خداحافظی صمیمانه به پایان رسید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید