scampish

[ایالات متحده]/ˈskæmpɪʃ/
[بریتانیا]/ˈskæmpɪʃ/

ترجمه

adj. بازیگوش و شیطنت‌آمیز یا نافرمان

عبارات و ترکیب‌ها

scampish child

کودک شیطان

scampish grin

لبخند شیطان

scampish behavior

رفتار شیطان

scampish boy

پسر شیطان

scampish antics

رفتارهای شیطنت‌آمیز

scampish remarks

اظهارات شیطنت‌آمیز

scampish puppy

سگ بچه شیطان

scampish spirit

روحیه شیطان

scampish laughter

خنده شیطنت‌آمیز

scampish nature

طبع شیطان

جملات نمونه

the scampish boy played tricks on his friends.

پسر شیطان بازی با دوستانش شوخی می‌کرد.

her scampish smile made everyone laugh.

لبخند شیطان‌گونه‌اش باعث خنده همه می‌شد.

he had a scampish nature that always got him into trouble.

او طبیعتی شیطان داشت که همیشه او را به دردسر می‌انداخت.

the scampish puppy chewed on the furniture.

سگ بچه شیطان روی مبلمان می‌جوید.

she told a scampish joke that lightened the mood.

او یک شوخی شیطانانه گفت که فضا را تلطیف کرد.

his scampish behavior was endearing to everyone.

رفتار شیطان‌گونه‌اش برای همه دوست‌داشتنی بود.

the scampish children ran around the park.

کودکان شیطان در پارک دویدند.

she had a scampish glint in her eye.

در چشمانش یک نگاه شیطان‌گونه وجود داشت.

his scampish antics kept the audience entertained.

رفتارهای شیطنت‌آمیز او مخاطبان را سرگرم می‌کرد.

the scampish kitten climbed up the curtains.

بچه گربه شیطان به پرده‌ها رفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید