scapegoating

[ایالات متحده]/ˈskeɪpɡəʊtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈskeɪpˌɡoʊtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. تبدیل کردن کسی به قربانی ملامت

عبارات و ترکیب‌ها

scapegoating behavior

رفتار مقصرنمایی

scapegoating tactics

تاکتیک‌های مقصرنمایی

scapegoating process

فرآیند مقصرنمایی

scapegoating dynamics

پویایی مقصرنمایی

scapegoating mechanism

مکانیزم مقصرنمایی

scapegoating response

واکنش مقصرنمایی

scapegoating narrative

داستان مقصرنمایی

scapegoating strategy

استراتژی مقصرنمایی

scapegoating phenomenon

پدیده‌ی مقصرنمایی

scapegoating culture

فرهنگ مقصرنمایی

جملات نمونه

scapegoating can lead to a breakdown in trust within a team.

به وجود آوردن یک تیمی که به هم اعتماد ندارد، می‌تواند ناشی از مقصر دانستن باشد.

many people resort to scapegoating during times of crisis.

بسیاری از مردم در زمان بحران به مقصر دانستن متوسل می‌شوند.

scapegoating often distracts from the real issues at hand.

مقصر دانستن اغلب باعث منحرف شدن از مسائل اصلی می‌شود.

it's easy to fall into the trap of scapegoating others.

به دام انداختن دیگران در تله مقصر دانستن آسان است.

scapegoating can perpetuate harmful stereotypes in society.

مقصر دانستن می‌تواند کلیشه‌های مضر را در جامعه تداوم بخشد.

leaders should avoid scapegoating to maintain morale.

رهبران باید از مقصر دانستن اجتناب کنند تا روحیه را حفظ کنند.

scapegoating is often a sign of deeper issues within an organization.

مقصر دانستن اغلب نشانه‌ای از مشکلات عمیق‌تر در یک سازمان است.

we must address the problem instead of scapegoating individuals.

ما باید به جای مقصر دانستن افراد، به مشکل رسیدگی کنیم.

scapegoating can hinder progress and innovation.

مقصر دانستن می‌تواند پیشرفت و نوآوری را مختل کند.

understanding the root causes can help prevent scapegoating.

درک علل ریشه‌ای می‌تواند به جلوگیری از مقصر دانستن کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید