scatterbrain moment
لحظه ایشتراک افکار
scatterbrain thoughts
افکار ایشتراک
scatterbrain behavior
رفتار ایشتراک
scatterbrain tendencies
گرایش های ایشتراک
scatterbrain ideas
ایده های ایشتراک
scatterbrain personality
شخصیت ایشتراک
scatterbrain habits
عادت های ایشتراک
scatterbrain style
سبک ایشتراک
scatterbrain remarks
اظهارات ایشتراک
scatterbrain excuses
بهانه های ایشتراک
she's such a scatterbrain; she forgot her keys again.
او خیلی حواسپرت است؛ دوباره کلیدهایش را فراموش کرده است.
my scatterbrain tendencies often lead to misplaced items.
گرایشهای حواسپرتی من اغلب منجر به گم شدن وسایل میشود.
being a scatterbrain can make it hard to focus on tasks.
حواسپرتی میتواند تمرکز بر روی وظایف را دشوار کند.
he joked about being a scatterbrain during the meeting.
او در طول جلسه در مورد حواسپرتی خود شوخی کرد.
her scatterbrain nature makes her fun to be around.
طبع حواسپرتش باعث میشود کنارش سرگرمکننده باشد.
sometimes being a scatterbrain can be a blessing in disguise.
گاهی اوقات حواسپرتی میتواند یک موهبت پنهان باشد.
he called himself a scatterbrain for forgetting the appointment.
او به خاطر فراموش کردن قرار ملاقات خود را حواسپرت نامید.
her scatterbrain moments often lead to funny stories.
لحظات حواسپرتی او اغلب منجر به داستانهای خندهدار میشود.
being a scatterbrain, i sometimes mix up names.
با وجود حواسپرتی، گاهی اوقات اسمها را با هم مخلوط میکنم.
he tries to stay organized, but his scatterbrain gets the best of him.
او سعی میکند منظم بماند، اما حواسپرتیاش غالب میشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید