scatterguns

[ایالات متحده]/[ˈskætəɡʌnz]/
[بریتانیا]/[ˈskætərɡʌnz]/

ترجمه

n. یک نوع گلوله‌پر، که برای پر کردن چند گلوله یا گلوله‌هایی در یک الگوی گسترده طراحی شده است؛ گروهی از افراد یا چیزهایی که در یک منطقه گسترده پراکنده‌اند.

عبارات و ترکیب‌ها

scatterguns blazing

پرتاب‌کننده‌های پراش در حال شلیک

scatterguns fire

پرتاب‌کننده‌های پراش شلیک می‌کنند

carrying scatterguns

حمل پرتاب‌کننده‌های پراش

scatterguns loaded

پرتاب‌کننده‌های پراش بارگذاری شده‌اند

scatterguns roared

پرتاب‌کننده‌های پراش با صدای بلند شلیک کردند

scattergun shells

کشاله‌های پرتاب‌کننده‌های پراش

scattergun blast

انفجار پرتاب‌کننده‌های پراش

scatterguns ready

پرتاب‌کننده‌های پراش آماده‌اند

scatterguns down

پرتاب‌کننده‌های پراش پایین‌آمده‌اند

scattergun range

محدوده پرتاب‌کننده‌های پراش

جملات نمونه

the old prospector carried two scatterguns for protection against wild animals.

گاو‌گریز قدیمی دو پرتاب‌گر پراش داشت تا در برابر حیوانات وحشی حفاظت کند.

he loaded the scattergun with buckshot for hunting ducks on the river.

او پرتاب‌گر پراش را با گلوله‌های گوسفندی پر کرد تا در رودخانه کبک‌ها شکار کند.

the sheriff's scattergun was always close at hand in the dusty town.

پرتاب‌گر پراش شریف همیشه در شهر گرد و غبار در دسترس بود.

they used scatterguns to clear a path through the dense undergrowth.

آن‌ها از پرتاب‌گرهای پراش برای باز کردن مسیر از طریق گیاهان چروکیده استفاده کردند.

the museum displayed a collection of antique scatterguns and ammunition.

موزه مجموعه‌ای از پرتاب‌گرهای پراش باستانی وmunition را نمایش داد.

he carefully cleaned and maintained his scattergun after each hunt.

او پس از هر شکار با دقت پرتاب‌گر پراش خود را تمیز و نگهداری کرد.

the farmer’s scattergun was a reliable tool for protecting his livestock.

پرتاب‌گر پراش کشاورز ابزار مطمئنی برای حفاظت از دام‌هایش بود.

the outlaw brandished a scattergun, threatening the stagecoach passengers.

بزه‌کار یک پرتاب‌گر پراش را نشان داد و مسافران اتوبوس را تهدید کرد.

the store sold a variety of scatterguns and related accessories.

فروشگاه انواع پرتاب‌گرهای پراش و لوازم جانبی مرتبط را فروخت.

he practiced his aim with the scattergun at the shooting range.

او در میدان تیراندازی با پرتاب‌گر پراش خود تمرین کرد.

the security guard patrolled the area with a scattergun and flashlight.

نگهبان با یک پرتاب‌گر پراش و چراغ دستی منطقه را پатруل می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید