schlimazels

[ایالات متحده]/ʃlɪˈmɑːzəlz/
[بریتانیا]/ʃlɪˈmɑːzəlz/

ترجمه

n. فردی که به طور مزمن بدشانس است

عبارات و ترکیب‌ها

bad schlimazels

schlimazels بد

lucky schlimazels

schlimazels خوش‌شانس

schlimazels unite

تشکیل اتحادیه schlimazels

famous schlimazels

schlimazels مشهور

schlimazels rule

حاکمیت schlimazels

schlimazels rock

schlimazels راک می‌کنند

schlimazels forever

schlimazels تا ابد

schlimazels club

باشگاه schlimazels

schlimazels story

داستان schlimazels

schlimazels life

زندگی schlimazels

جملات نمونه

sometimes, i feel like a schlimazel when things go wrong.

گاهی اوقات، احساس می‌کنم وقتی کارها به هم می‌ریزد، مثل یک بدشانس هستم.

he always seems to attract schlimazels wherever he goes.

او همیشه به نظر می‌رسد که هر جا برود، بدشانس‌ها را به خود جذب می‌کند.

being a schlimazel can be quite frustrating at times.

بدشانس بودن گاهی اوقات می‌تواند بسیار ناامیدکننده باشد.

she joked that her life was full of schlimazels.

او شوخی کرد و گفت زندگی‌اش پر از بدشانس‌هاست.

we all have our schlimazel moments now and then.

همه ما گاهی اوقات لحظات بدشانسی داریم.

don't be a schlimazel; just laugh it off.

بدشانس نباشید؛ فقط بخندید و فراموش کنید.

his luck changed when he stopped acting like a schlimazel.

شانس او زمانی تغییر کرد که دست از رفتار مثل یک بدشانس برداشت.

she felt like a schlimazel after spilling coffee on her dress.

او بعد از ریختن قهوه روی لباسش احساس کرد مثل یک بدشانس است.

everyone has a friend who is a schlimazel.

همه یک دوست بدشانس دارند.

life can sometimes feel like a series of schlimazel events.

زندگی گاهی اوقات می‌تواند مانند مجموعه‌ای از رویدادهای بدشانسی به نظر برسد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید